روایتی از زندان سنندج

rooz27

اشاره: زندان سنندج یکی دیگر از زندان‌های غیراستاندارد با وضعیتی اسفناک در ایران است. در شهریور ماه گذشته، کانون مدافعان حقوق بشر کردستان طی گزارشی خبر داد که در این زندان دسترسی به مواد مخدر آسانتر از مواد غذایی است. در بخشی از این گزارش از قول یک منبع مطلع آمده بود: “مصرف مواد مخدر در این زندان به امری عادی و بدیهی مبدل گشته و هیچ ممنوعیت و حتی محدودیتی ندارد به طوری که در صورت کشف مواد از سوی پرسنل زندان تنها به ضبط آن مبادرت و موادفروش یا مصرف کننده مواد را به حال خود رها می‌نمایند.” این منبع اضافه کرده بود: “کشف و ضبط مواد مخدر توسط پرسنل زندان نه به خاطر جلوگیری از ورود آن به داخل زندان و یا ممانعت از مصرف آن، بلکه بیشتر به دلیل افت قیمت مواد مخدر در صورت عرضە بیش از آن به محیط زندان صورت می‌گیرد، زیرا مواد مخدر موجود در زندان به صورت مستقیم از کانال مسئوولان آن وارد می‌شود.”
سایت هرانا هم در آبان ماه سال ۱۳۹۴ گزارشی دیگر از این زندان منتشر کرد که در آن آمده بود: “در زندان سنندج زندانیان بدون توجه به نوع جرائم ارتکابی شان در کنار هم قرار داده میشوند. زندانیان زیر ۱۸ سال و بالای ۱۸ سال را در اتاق های زندان در کنار هم قرار می‌دهند و همچنین زندانیان سیاسی را هم به جهت وارد آوردن فشار در کنار زندانیان خطرناک و شرور قرار می دهند.” در بخش دیگری از این گزارش تاکید شده بود: “شرایطی که یک زندانی بخواهد یک کتاب را به داخل بدون مشکل از نگاه حفاظت زندان ببرد در اوج خوش شانسی و با وجود کمک مسئولین زندان بیش از یک سال به طول می انجامد. اما به لطف کارمندان فاسد زندان، مواد مخدر و قرصهای روان گردان صنعتی در بندها به وفور مصرف می شود و هر چند یک بار جهت خالی نبودن عریضه یک زندانی مصرف کننده ی مواد مخدر را به عنوان متهم به نهاد های قضایی معرفی می کنند.”
آنچه در پی خواهد آمد شهادتنامه یکی از زندانیانی است که حبس خود را در زندان سنندج گذرانده است.

روایتی از زندان سنندج

ورودی زندان سنندج ورودی کوچکی است که آنجا دژبانی دارد برای اینکه اگر کسی می‌خواهد برای ملاقات داخل شود بازدید بدنی می شود. بعد وارد حیاط زندان می‌شوید. بخش‌هایی که داخل حیاط زندان است شامل آشپزخانه و دفتر کارکنان زندان مثل دفتر رئیس و بازرسی و نانوایی و از این قبیل می‌شود. مسیر ورودی به داخل زندان و بندها و کریدور از در بزرگی است که برای ورود از زندانی‌هایی که داخل می‌شوند بازدید بدنی بعمل می‌آید. بعد دوباره در بزرگ دیگری است که به محوطه کوچکی راه دارد که بند نظامی آنجا جدا از بند عادی است. بعد از آن وارد کریدور اصلی می شویم که بند 2 و 3 و 4 و بند 7 و بند سلامت و نیز بند سیاسی آنجاست.

وضعیت بهداشت
از لحاظ بهداشت به هیچ وجه رسیدگی نمی‌شود. فقط یک حمام دارد که هفته ای یکبار حق استفاده داریم. مثلا وقتی این هفته بند 3 یا 4 نوبت حمام دارد ممکن است به تمام زندانی‌های این بندها نوبت حمام نرسد. بهداری هم به زندانیان رسیدگی نمی‌کند. کارمندان زندان با زندانیان رفتار بسیار بدی دارند. کارمندان زندان مواد مخدر وارد می‌کنند و به پخش‌کنندگان داخل بندها می‌دهند.
بی بند و باری در میان کارمندان زندان هست. کارمندان زندان از زندانی‌ها بدشان می‌آید و بدرفتاری می‌کنند. نه بهداشت و درمان تامین می‌شود و نه حق مرخصی زندانیان رعایت می گردد. از نظر کلاس‌های آموزشی هم که زندانی بتواند اوقات فراغت و بیکاری‌اش را در زندان به خوبی بگذراند، هیچ برنامه‌ای وجود ندارد.
بندی درست کرده‌اند به اسم بند سلامت که برای زندانیانی که سیگار نمی‌کشد یا استعمال مواد مخدر ندارد استفاده می‌شود. وقتی رئیس زندان و یا معاون زندان و یا مدیر داخلی می دانستند که زندانی چند فقره پرونده اغتشاش و پرونده های دیگر دارد می آوردند در بند سلامت که فقط از نظر جسمی سلامت بودند ولی از نظر روحی هیچ سلامتی نداشتند.
سالن های زندان که مجموعا 8 بند می‌باشد عبارت است از بند یک، بند 2 و بند 2 سیاسی، بند 7 و بند سلامت و غیرو. اتاق های بندها شامل اتاق های بزرگی است که بین 100 تا 120 نفر گنجایش دارد و بعضی اتاق های کوچکتر که 20 تا 25 زندانی در آن می خوابند. بند سلامت هم سوئیت های کوچکی دارد که هر کدام در حدود 6 نفر زندانی دارد. بند سلامت از سایر بندها جمعیت کمتری دارد و ارتباط آنها با بندهای دیگر کمتر و محدود است.
کلا زندان سنندج حدودا برای 180 زندانی چهار عدد دستشویی دارد با یک حمام کوچک که یک دوش بیشتر ندارد. هر روز نوبت یک اتاق است که به ترتیب حمام می کنند. حمام بزرگی هم در زندان وجود دارد که هفته‌ای یکبار هر بندی می تواند از آن استفاده کند که اگر رئیس زندان اجازه بدهد و گرنه حمام بزرگ گاه تا دوماه هم باز نمی شود. حمام و دستشویی‌ها از نظر نظافت خوب نیست. زندانی ها مثل بند 7 که بیشتر آنها اعدامی ها بودند نسبتا نظافت را رعایت می‌کنند و این بستگی داشت به وکیل بند وگرنه کارمندان زندان اصلا به نظافت و بهداشت رسیدگی نمی کردند. فقط وکیل بند اگر شیر آب یا دستشویی‌ها خراب می‌شد کسی را مسئول تعمیر کردن و نظافت آنها می‌کرد. آب گرم نسبتا وجود داشت و ما از این لحاظ مشکل زیادی نداشتیم.

وضعیت غذا
غذای آنجا بسیار بد بود و هیچ روزی غذای خوب نداشتیم. روزهای دوشنبه و چهارشنبه که خورشت قرمه سبزی و خورشت قیمه می دادند که برای زندانیان روز جشن بود با این حال این غذاها نیز هیچ کیفتی نداشت. این غذاها گوشت بسیار کمی داشت و آن هم از گوشت یخزده استفاده می کردند. سایر مواد آن هم مثل برنج و لوبیا از مواد بی کیفیت استفاده می کردند. در آشپزخانه به بهداشت غذاها و نظافت هیچ توجهی نداشتند. چون مسئولین زندان می دانستند که زندانی مجبور است این غذاها را مصرف کند و حق اعتراض ندارد، بنابراین به کیفیت غذا توجهی نمی‌کردند. زندانیان اکثرا پول نداشتند که از فروشگاه خرید کنند و بخورند. دستور از مقامات بالاتر بود که به این طریق زندانی را تنبیه کنند. حتا اگر مواد اولیه غذاها داری کیفیت خوب بود، غذا را طوری تهیه می کردند و می پختند که آنچه تحویل زندانی داده می شد قابل مصرف نبود. برای صبحانه پنیر و یا تخم مرغ و یا کره و مربا می‌دادند که مقدار آن بقدری کم و ناچیز بود که هیچکس سیر نمی‌شد.

زندانیانی که از بیرون و توسط خانواده‌ها پول دریافت می‌کردند و یا آنها که مواد مخدر خرید و فروش می‌کردند، توانایی خرید از فروشگاه زندان را داشتند. ولی بقیه زندانیان ناچار بودند که غذاهای بی‌کیفیت زندان را مصرف کنند. فروشگاه زندان هم گاه ماکارونی می‌پخت و یا کالباس و غذاهای سرد تحوبل زندانی می‌داد که از بیرون زندان خیلی گرانتر بود. میوه و سبزی اصلا در جیره غذایی وجود نداشت. بعضی وقت‌ها مثلا تابستانها در هفته یک ظرف کوچک ماست برای مصرف چهار نفر می‌دادند. یا مثلا برای هر چهارنفر یک خربزه می‌دادند. که این هم به ندرت اتفاق می‌افتاد.

وضعیت درمانی
زندان سنندج یک بهداری کوچک داشت که اگر می‌مردیم بهتر از این بود که خودمان را به بهداری معرفی کنیم. به هیچ وجه به دردمان رسیدگی نمی‌کردند و به مریض جواب نمی‌دادند. آنجا هم رفیق بازی بود که اگر با کارمندان زندان دوست بودی از بهداری برایت قرص می‌آوردند و پول می گرفتند. اگر هم کسی مثلا سکته می کرد او را به بهداری می بردند و زود برمی گرداندند و بعد از آن هم به او رسیدگی نمی کردند.
اگر وکیل بند که از خود زندانیان بود به مسئولان زندان اعتراض می‌کرد شاید نسبت به سرما و گرمای سالن‌ها کمی رسیدگی می‌کردند. کلا مشکلات ما مشکل غذا بود، مشکل بهداشت بود، مشکل رسیدگی به پرونده زندانیان بود. مسئله اوغات فراغت و کلاس‌های تربیتی بود. از لحاظ فرهنگی کلاس های موثر و خوبی وجود نداشت و به آن اهمیت نمی‌دادند. برخورد و رفتار کارمندان زندان با زندانیان بسیار توهین آمیز و ناامید کننده بود. رفت و آمد زندانیان را بسیار محدود می‌کردند.
زندان یک باشگاه ورزشی کوچک داشت که وسایل ورزشی آن کافی نبود. یک سالن ورزش سنتی و زورخانه‌ای بود که بخشی از آن برای بدنسازی و کشتی بود. آنان که ورزشکار بودند برای حفظ سلامتی خود ورزش می‌کردند وگرنه امکانات لازم برای تمام زندانی‌ها وجود نداشت.