روایتی از زندان عادل آباد شیراز

rooz26

روایتی از زندان عادل آباد شیراز

اشاره: زندان عادل‌آباد شیراز به علت عدم رعایت تفکیک بین زندانیان به یکی از زندان‌های خطرناک در ایران تبدیل شده است. در سال‌های گذشته اخباری از درگیری‌های خونین در میان زندانیان منتشر شده که حتی موجب قتل برخی زندانیان هم شده است. این زندان، از جمله مکانهایی است که زندانیان سیاسی نیز بدون رعایت قانون تفکیک جرائم در انجا نگهداری می‌شوند و گاه از این زندان، به عنوان تبعیدگاه زندانیان سیاسی هم استفاده می‌شود. اواخر دی‌ماه سال ۱۳۹۴، سایت هرانا فیلمی از درگیری خونین میان زندانیان این زندان را منتشر کرد که نشان می داد آنها در درگیری خود، از چاقو نیز استفاده می کنند.
این سایت در گزارش خود اورده بود: ” زندان عادل آباد شیراز در طی ماههای گذشته بصورت مستمر صحنه درگیری بین زندانیان و همینطور زندانیان با گارد زندان بوده است، این زندان شاهد چند شورش در سالهای گذشته نیز بوده، تعدادی از خانواده های زندانیان محبوس در این زندان طی تماس با هرانا از خشونت جاری در این زندان و نبود نظارت مناسب بر وضعیت و امنیت زندانیان ابراز نگرانی کردند، در همین رابطه ویدیویی از صحنه درگیری جمعی زندانیان که یک درگیری در سال گذشته را روایت میکند در پی می آید. در این ویدیو که زندانیان بصورت جمعی با یکدیگر درگیر میشوند انواع سلاح های سرد دست ساز از جمله چاقو و میله فلزی در دست زندانیان دیده میشود و تعدادی نیز در درون سلولها یا در مقابل دوربین سالن مجروح میشوند. لازم به یادآوری است طبق قانون ساخت و نگهداری سلاح در زندان جرم تلقی شده و مسئولان زندان موظف به بازرسی بر اساس آئین نامه و اطمینان از عدم وجود این قبیل لوازم خطرناک هستند.”
آنچه در پی خواهد آمد شهادتنامه یکی از زندانیان این زندان است که حاضر به ذکر نام خود نبود اما سازمان اتحاد برای ایران، هویت این زندانی را تایید می کند.

روایتی از زندان عادل آباد شیراز

زندان عادل آباد شیراز یک شهر بی قانون است. کارکنان زندان از جمله بزرگترین قانون‌شکن‌ها هستند و هر نوع تخلفی می‌کنند. آمدن مواد مخدر به داخل زندان، تا تیزی و چاقو، همه در اختیار مسئولان و نگهبانهای زندان است. آنها خودشان می‌آورند و بعد هم به زندانی می‌فروشند. نگهبانان در این زندان، حتی اتاق‌ها را هم خرید و فروش می‌کنند.

وضعیت کلی زندان عادل‌آباد
زندان عادل آباد 3 بند بزرگ یک شکل دارد که هرکدام سه طبقه است و در هر طبقه 20 اتاق وجود دارد. هر اتاقی نیز بین 15 تا 20 نفر گنجایش دارد. یک بند با اتاق‌های کوچکتر هم هست که البته جمعیتش به اندازه بقیه بندهاست. چند بند کوچکتر نیز هست، 4-5 بند کوچکتر که جمعیتش بیشتر از150 تا 200 نفر نیست.
ولی هر بند بزرگ حدود هزار نفر جمعیت دارد و در مجموع زندان عادل آباد بین 5 تا 6 هزارنفر جمعیت دارد. به‌تازگی‌ طبقات سه گانه بندها را از همدیگر جدا کرده‌اند و در نتیجه به هم راه ندارند.
هر طبقه 6 یا 7 حمام و سرویس بهداشتی دارد. وضعیت بهداشت آنجا خیلی خراب است. البته بعضی از خود زندانیان هم افراد تمیزی نیستند و این کار را سخت‌تر می‌کند. برخی زندانیان ضرورت‌های بهداشتی را رعایت نمی‌کنند. اما باید گفت که در کل مسئولان زندان به بهداشت زندان رسیدگی نمی‌کنند. مگر زمانی که بازدید کننده‌ای بیاید. و یا زندانی‌ها خودشان اعتراضی کنند تا تعمیراتی انجام شود. حمام‌ها آب گرم دارد، ولی دستشویی‌ها فقط آب سرد دارد.
وضعیت تغذیه در زندان
فروشگاه زندان مواد خوراکی مثل گوشت و برنج می‌آورد و زندانیان بیشتر خودشان غذا می‌پزند. غذای زندان قابل خوردن نیست. مگر بعضی از وعده‌های غذا مثل برخی وعده‌های نهار. برنجی که می‌دهند معمولا خام است که باید دوباره خودمان بپزیم و بگذاریم دم بکشد. سبزی و میوه در زندان نمی‌دهند و باید خودمان از فروشگاه بخریم. میوه‌ای که فروشگاه زندان می‌آورد با کیفیت پایین و درجه دو و درجه سه است، اما چند برابر قیمت بیرون بفروش می‌رسد. مثلا اگر میوه ای بیرون کیلویی دوهزار تومان است ،آنجا کیلویی 4 تا 5 هزار تومان می‌فروشند. به هر حال، آنجا شهر بی قانون است.

وضعیت درمان در زندان
نوبت بهداری در هر هفته یکبار است که از هر اتاق بیست نفره فقط یک نفر نوبت دارد تا به بهداری برود. از هر هزار نفر جمعیت یک بند، هفته‌ای 30 تا 40 نفر می‌توانند به بهداری بروند. فرقی هم نمی‌کند چه فصلی باشد. مثلا در فصل سرما اگر بیماری آنفولانزا آمده باشد و همه‌گیر شده باشد باز هم فرقی نمی‌کند. از هر قرصی هم یک بسته بیشتر نمی‌دهند: قرص سرماخوردگی یا آنتی‌بیوتیک یا هر قرص عمومی دیگر. دندانپزشکی هم با هزینه شخصی است. باید هزینه را خودت پرداخت کنی.
در آنجا خیلی از زندانیان به علت عدم رسیدگی پزشکی، می‌مردند. یکی از هم اتاقی‌های خودم که سکته کرده بود و خودم او را به بهداری بردم، آمپولی اشتباهی به او زدند که یک طرف بدنش کامل فلج شد. بعد حتی حاضر نشدند او را که سکته کرده و در حال مرگ بود، به بیرون اعزام کنند. فکش برگشته بود و یک طرف بدنش فلج شده بود. اما انگار نه انگار. هیچ توجهی نکردند. بحث می‌کردند که بیمار را به بیرون اعزام کنند یا نه و عاقبت هم نبردند.
در بازداشتگاه‌ها حشره موذی و شپش زیاد است اما در خود زندان عادل آباد چون داخل بندها را سمپاشی می‌کنند شپش ندارد. بندهای دیگری مثل بند آموزش هم هست که جمعیتش کمتر است. در حدود 200 نفر و تر و تمیز است. ملاقات حضوری هر هفته دارند و اجازه دارند که خانواده‌ها لباس بیاورند برای زندانی. به این بندها امکانات می‌دهند. موقعی هم که بازدیدکننده می‌آید که مشکلات زندان را ببیند، بازدیدکننده‌ها را می برند تا از همین بندها دیدن کنند. می‌برند اینجور جاها که ببینند چیزی کمبود ندارند. هرکس هم که گفت چنین مشکلی داریم و اعتراض بکند، او را می برند به بند 10 که ما بودیم و هیچ امکاناتی ندارد.

وضعیت هواخوری و ملاقات در زندان
ما به مدت سه سال، هر 45 روز یکبار هواخوری داشتیم آنهم به مدت یکساعت. اجازه آنهم وقتی صادر می‌شد که به بهانه‌ای می‌خواستند بند را بازرسی کنند. در اینصورت 40 تا 50 نفر سرباز داخل بند می‌فرستادند. بعد همه را بیرون می‌کردند. یک ساعت در هواخوری بودیم. در این مدت سربازها همه زندگی ما را زیر و رو می‌کردند. تشک‌ها را دانه دانه و ملافه ها را پاره می کردند. روبالشتی ها را پاره پاره می کردند. همه تخت ها را می انداختند کف اتاق. دو سه سال هواخوری ما هر 45 روز یکساعت اینطور بود. بعد اعتراض کردیم و فشار آوردیم. آنوقت یک هواخوری دیگر را تعمیر کردند که در هر هفته دو جلسه و هر بار یکساعت برای هواخوری می‌رفتیم.
در بند قرآن و بند سبز که امکانات بیشتری داشت، زندانیانی را می‌بردند که برای کارکنان زندان نفعی داشته باشد. به اصطلاح زندانیانی که مثلا آدم فروشی می‌کردند. یعنی همبندی‌های خودشان را لو می‌دادند. یا کسانی که مسئولان زندان میخواستند که او راحتر باشند یا کسانی که جرم مالی داشتند یا کلاهبرداری کرده بودند که مسئولان زندان از اینها به نحوی تغذیه مالی می‌کردند و از اینها پول می‌گرفتند. از اینها که جرمشان کلاهبرداری بود، یا جرم مالی بود، پول می‌گرفتند. مقداری از آن را خرج همان بندها می‌کردند و مابقی ناپدید می‌شد. خیلی کثافت‌کاری و دزدی زیاد بود در آنجا. در بند 10 هم که ما بودیم، به بند زیرحکمی‌ها معروف بود. این بند مثل کشتارگاه شده بود. کاری به کار ما نداشتند ولی امکانات هم مثل بندهای دیگر به ما نمی‌دادند. آنجا محکومان جرم‌های سنگین بودند و هفته‌ای دو سه روز زندانیان را صدا می‌زدند و برای اجرای حکم می بردند. شده بود مثل کشتارگاه.
حتا ملاقات حضوری در بندی مثل بند ما هم کم بود. در حالی که این افراد زیرحکمی بودند، یا حبس سنگین داشتند، بجای اینکه هر هفته ملاقات حضوری بدهند، هر دوماه یکبار اجازه ملاقات حضوری صادر می‌شد. هفته‌ای یکبار هم ملاقات کابینی بود. البته بیشتر وقت‌ها هم ممنوع الملاقات بودیم. من خودم در این 4-5 سال آخر که در بند زیرحکمی‌ها بودم، شاید در مجموع 5 بار هم به ملاقات حضوری نرفتم.




فیلمی از درگیری در زندان عادل‌آباد شیراز به نقل از سایت هرانا