سرکوب در سال ۱۳۸۸ – بازداشت مجروحان در بیمارستانها
اعتراضات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ (جنبش سبز) با سرکوب خشونتبار همراه بود. گزارشهای حقوق بشری تأیید کردند که نیروهای امنیتی حتی به مجروحانی که برای درمان به بیمارستانها مراجعه میکردند رحم نکردهاند. «کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران» در خرداد ۱۳۸۸ گزارش داد بسیاری از معترضانی که با ضربوشتم مجروح شده و به بیمارستانها رفته بودند، در همانجا بازداشت شدند. شهروندانی که در جریان اعتراضات و در نتیجه برخورد نیروهای امنیتی زخمی شده بودند، هنگام تلاش برای استفاده از حقوقی که طبق قانون اساسی ایران و موازین حقوق بینالملل برایشان تضمین شده است، با بازداشت مواجه میشدند. این وضعیت نشاندهنده برخوردی عمیقاً نگرانکننده است؛ برخوردی که میتوان آن را نشانهای از بیاعتنایی آشکار حکومت نسبت به سلامت و جان شهروندان خود دانست.
در همین راستا، پزشکان موظف شده بودند مجروحان اعتراضات را به نیروهای امنیتی معرفی کنند. این مسئله باعث شد بسیاری از زخمیها از ترس دستگیری از مراجعه به بیمارستانها خودداری کنند و عملاً دسترسی به درمان به ابزاری برای سرکوب تبدیل شد. نمونهای مشهور علیرضا صبوری میاندهی است که در تظاهرات میلیونی ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ از ناحیه سر گلوله خورد. او یک ماه مفقود بود تا اینکه معلوم شد کادر درمان برای نجات جانش، او را مخفیانه در بخش کودکان بستری کرده بودند تا مأموران نتوانند او را بیابند. این معترض جوان در نهایت با کمک خانواده از کشور خارج شد، اما بر اثر آسیب گلوله چند سال بعد درگذشت. همچنین گزارش شد نیروهای بسیجی در جریان سرکوب ۱۳۸۸ به بیمارستانها یورش برده و حتی پرسنل بیمارستان را به دلیل پذیرش مجروحان مورد حمله قرار دادند، یک پزشک تهرانی به گاردین گفت که در یک بیمارستان، نیروهای بسیج جای کارکنان پذیرش را گرفتند و مدارک شناسایی مجروحان را ضبط میکردند. کادر درمان تحت فشار شدید بودند تا جراحتهایی را که درمان کرده بودند پنهان کنند؛ پزشکان متعددی به همین دلیل دست به خودکشی زدند.
"اگر بیماران بر اثر اصابت گلوله جان میباختند، نیروهای بسیج اجسادشان را مصادره میکردند و به خانوادهها میگفتند که برای اهدای عضو “منتقل شدهاند”. گلولهها را از بدن خارج میکردند و سپس اجساد را با گزارش کالبدشکافی متفاوت تحویل میدادند. از هفتهٔ دوم، نیروهای بسیج سازمانیافتهتر شدند و اجساد را مستقیماً از خیابانها جمعآوری میکردند. بسیاری از کشتهشدگان هرگز به بیمارستانها منتقل نشدند" (گاردین). این اقدامات برای پنهان کردن تعداد کشتهها و بازداشت معترضان زخمی صورت میگرفت.
آبان ۱۳۹۸ – ربودن اجساد و مجروحان، یورش به بیمارستانها
در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ (افزایش قیمت بنزین) نیز الگوی سرکوب شدید با تیراندازی گسترده و سپس مخفیکاری درباره کشتهشدگان تکرار شد. به گواهی سازمانهای حقوق بشری و شهود محلی، یکی از خصمانهترین اقدامات حکومت در آبان ۹۸ ربودن سریع پیکر کشتهشدگان و حتی زخمیها از خیابان و بیمارستان بود. نیروهای امنیتی بلافاصله پس از شلیک، اجساد یا مجروحان را به مکانهای نامعلومی منتقل میکردند تا مدرکی باقی نماند. خانوادهها برای پس گرفتن پیکر عزیزانشان مجبور به جستوجوی بسیار و پرداخت هزینههای سنگین شدند. گزارشهای متعددی تأیید میکند که ماموران به بیمارستانها و درمانگاهها هم یورش برده، کادر درمانی را تهدید یا اخراج کرده و مجروحان را پیش از دریافت درمان بازداشت میکردند. در مواردی نیز پرسنل درمان تحت فشار مجبور شدند فهرست بیماران مجروح را به مأموران بدهند. بنا بر روایات، بسیاری از مجروحان به دلیل ترس از دستگیری یا شکنجه، از رفتن به بیمارستان خودداری کردند و برخی در اثر جراحات درماننشده جان باختند. برای نمونه، برهان منصورنیا (۲۸ ساله از مریوان) که در آبان ۹۸ از ناحیه شکم گلوله خورد، به بیمارستان منتقل شد اما به دلیل ممانعت نیروهای امنیتی از درمان، پس از ۳۴ ساعت در بیمارستان درگذشت. این رویه هولناک (ممانعت از درمان و ربودن زخمیها) نقض آشکار اصول انسانی و جنایت علیه بشریت توصیف شده است.
خیزش «زن، زندگی، آزادی» ۱۴۰۱ – ترس از بیمارستان و شواهد ادامه روند
در خیزش سراسری ۱۴۰۱ پس از کشتهشدن مهسا امینی، نیز گزارشهای مشابهی از حضور نیروهای امنیتی در مراکز درمانی منتشر شد. اگرچه ابعاد سرکوب به گستردگی سال ۱۴۰۴ نبود، اما معترضان مجروح از ترس بازداشت شدن جرأت مراجعه به بیمارستان نداشتند. سازمانهای بینالمللی گزارش کردند نیروهای امنیتی در اعتراضات ۱۴۰۱ از آمبولانسها برای مقاصد غیرپزشکی استفاده کرده و مجروحان را به بازداشتگاه منتقل میکردند. طبق یک گزارش ائتلاف جهانی سلامت (SHCC)، در سال ۲۰۲۲ حداقل ۸۵ مورد حمله یا مانعتراشی برای کادر درمان در ایران ثبت شد؛ ۷۱ کادر درمان بازداشت و ۴ نفر کشته شدند و دستکم ۲۱ آمبولانس توسط نیروهای امنیتی بهکار گرفته شد. نیروهای امنیتی در بسیاری استانها با شلیک گاز اشکآور و گلوله حتی در محوطه بیمارستانها، بیماران و پزشکان را دچار مشکل کردند. گزارشها حاکی از آن است که نیروهای امنیتی برخی مجروحان را پس از ترخیص نیز تعقیب و بازداشت میکردند و بیمارستانها را تحت نظر داشتند
دی ۱۴۰۴ – اوج سرکوب: تیر خلاص در بیمارستان و یورش سازمانیافته
اعتراضات گسترده دیماه ۱۴۰۴ (زمستان ۱۴۰۵–۲۰۲۵) به لحاظ شدت سرکوب بیسابقه بوده و به گفته عفو بینالملل خونینترین سرکوب دهههای اخیر را رقم زده است. در این دور از اعتراضات، الگوی سرکوب حکومت به مرحله جدیدی رسید و «حذف فیزیکی معترضان» حتی در مکان امنی همچون بیمارستانها صورت گرفت. شواهد میدانی متعددی نشان میدهد که نیروهای امنیتی بیمارستانها را محاصره کرده، با شکستن درها و شلیک گاز اشکآور وارد بخشها شدند و مجروحان را از تخت بیمارستان ربودند. در استان ایلام، مأموران ویژه در ۱۴ دی ۱۴۰۴ به بیمارستان امام خمینی ایلام که محل انتقال مجروحان درگیریهای شهر ملکشاهی بود یورش بردند. آنان با شلیک گلوله جنگی و گاز اشکآور در حیاط بیمارستان وارد شدند، شیشهها را شکستند و بیماران و پرسنل را با باتوم مورد ضربوشتم قرار دادند. هدف اصلی، طبق گزارشها، بازداشت مجروحان معترض و حتی همراهان آنها بود و حتی تلاش کردند اجساد کشتهشدگان را از سردخانه بربایند تا مراسم تشییع برگزار نشود. ویدیوهای تأییدشدهای وجود دارد که درگیری پرستاران و مردم با نیروهای مهاجم در مقابل بیمارستان ایلام را نشان میدهد (این ویدیوها در منابع در پیوست قابل مشاهدهاند). بهدنبال این رخداد، عفو بینالملل این حمله را «نقض حقوق بینالملل» خواند و تأکید کرد که حمله به مجروحان در بیمارستان جنایت جنگی و مصداق جنایت علیه بشریت است. به فاصله کوتاهی، گزارشی از حمله نیروهای سرکوبگر به بیمارستان سینا تهران نیز منتشر شد؛ مأموران درِ ورودی بیمارستان را بستند و گاز اشکآور به داخل اورژانس شلیک کردند. همچنین تصاویری در شبکههای اجتماعی منتشر شد که نشان میداد بر روی پیکر برخی جانباختگان، چسبهای الکترود پزشکی (مانیتور قلب) و لولههای پزشکی متصل است؛ امری که گمانه زخمیشدن این افراد و بستری شدن اولیهشان را تقویت میکرد. اگرچه حضور تجهیزات پزشکی روی اجساد لزومأ بهتنهایی اثبات “ربودهشدن از بیمارستان” نیست (زیرا در شلوغی ممکن است پرسنل وقت نکنند تجهیزات را جدا کنند)، اما وجود الکترودهای قلبی روی سینهی قربانیانی که با گلوله به سر کشته شدهاند، سناریوی اعدام در بیمارستان را محتمل میکند. در واقع ترکیب آثار درمان (مثل چسب نوار قلب) با زخم گلولهی کشنده به سر از فاصله نزدیک نشان میدهد احتمالاً مجروحی که با آسیب غیرکشنده بستری شده بود، روی تخت بیمارستان با تیر خلاص از پای درآمده است. به علت نبود اینترنت آزاد در زمان اعتراضات، شواهد تصویری محدودی از این موارد بهدست آمد و بیشتر مستندات بهصورت گزارشهای شاهدان عینی و کادر درمان بود (تصویر واضحی در منابع متصل پیدا نشد، هرچند برخی عکسهای پیکرها با تجهیزات پزشکی بهصورت غیررسمی منتشر شده است).
در نتیجه در دی ۱۴۰۴ بیمارستان ها هدف یورش نیروهای امنیتی قرار گرفتند و جهان شاهد تکرار رسمی سناریوی ترسناک سرکوب در بیمارستان بود.
علاوه بر این موارد مستند، گزارشهای متعددی از شهرهای دیگر رسید: در مازندران (شهرهای بابل و چالوس) گفته شد آنقدر مجروح زیاد بود که کادر درمان ناچار بودند از روی اجساد عبور کنند؛ در همین حین نیروهای امنیتی وارد شده و به مجروحانی که روی زمین افتاده بودند تیر خلاص به سر یا قلب شلیک کردند. همچنین ادعا شد در برخی شهرها به بیمارستانها دستور داده بودند از پذیرش مجروحان اعتراضات خودداری کنند. در تهران و کرج، بیمارستانهای مهم تحت فشار قرار گرفتند؛ مثلاً ۸۷ جسد فقط در شب ۱۸ دی به یک بیمارستان در فردیس منتقل شد و در بیمارستانهای سینا و الغدیر تهران اجساد در حیاط روی هم انباشته شدند. به گفته یک شاهد در کرج، مأموران امنیتی به اورژانس بیمارستان وارد شدند و مجروحان معترض را جداسازی کرده، بهجای آمبولانس با کامیون به مکان نامعلومی بردند. این روایتها نشان میدهد که در سرکوب ۱۴۰۴، حمله به مراکز درمانی و کشتن یا ربودن مجروحان یک دستورالعمل سراسری بوده است.
در جمعبندی، شواهد از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۴ حکایت از یک الگوی تکرارشونده نقض آشکار حقوق بشر و بیطرفی پزشکی دارد. نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بارها با ورود غیرقانونی به حریم بیمارستانها، معترضان زخمی را از تخت بیمارستان ربوده یا در همانجا با تیر خلاص اعدام کردهاند. این اقدامات – از بازداشت زخمیها در حین درمان گرفته تا جلوگیری از درمان، ربودن اجساد برای پنهانکاری، و اخاذی از خانوادهها برای تحویل پیکر – طبق قوانین بینالمللی جنایت علیه بشریت شمرده میشوند. گزارشگر ویژه سازمان ملل (مای ساتو) نیز اخیراً تأیید کرده که «گزارشهای متعددی از حمله نیروهای امنیتی به بیمارستانها و ناپدید شدن مجروحان دریافت شده است». او تأکید کرده این اعمال نقض فاحش حق درمان و مصونیت مراکز پزشکی است و موجب شده بسیاری از ترس بازداشت از دریافت مراقبت پزشکی صرفنظر کنند. به بیان دیگر، حکومت برای سرکوب اعتراضات حتی از ربودن زخمیهای بیدفاع در بیمارستان – جایی که باید مأمن جان انسانها باشد – ابایی نداشته و این حقیقت تلخ با اسناد، شهادتها و گزارشهای تصویری و ویدیویی معتبری به اثبات رسیده است.
:منابع
۱۳۸۸ روایت خانواده علیرضا صبوری از مخفی کردن او در بخش کودکان بیمارستان در_
گزارش کمپین حقوق بشر ایران درباره بازداشت مجروحان در بیمارستانها (۳۰ خرداد ۱۳۸۸)_
شهادت پزشک تهرانی درباره دخالت بسیج در بیمارستانها و ضبط اجساد (گاردین، ۲۰۰۹)_
گزارش توانا از ربودهشدن پیکرهای آبان ۹۸ و یورش نیروها به بیمارستانها_
روایت ممانعت از درمان مجروحان (برهان منصورنیا) و مرگ به دلیل عدم رسیدگی در آبان ۹۸_
گزارش عفو بینالملل و تکرار مصونیت عاملان سرکوبهای گذشته_
آمار ائتلاف جهانی سلامت از خشونت علیه کادر درمان در اعتراضات ۱۴۰۱_
گزارش رویترز از اظهارات گزارشگر ویژه ملل متحد (ژانویه ۲۰۲۶) درباره ربودهشدن مجروحان از بیمارستانها_
گزارش فکتنامه (بهمن ۱۴۰۴) از تجهیزات پزشکی روی اجساد و تیر خلاص در بیمارستان_
گزارشهای ایران اینترنشنال درباره حمله به بیمارستان ایلام و سینا در دی ۱۴۰۴_
واکنش عفو بینالملل و وزارت خارجه آمریکا به حمله بیمارستان ایلام (جنایت علیه بشریت)_
