نسرین ستوده
وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر سرشناس ایرانی است. او عضو کانون مدافعان حقوق بشر است که دیگر اعضای آن همچون نرگس محمدی، عبدالفتاح سلطانی و محمد سیف زاده نیز با برخوردهای سنگین قضایی روبرو بودهاند. خانم ستوده پیش از این و در شهریور سال ۱۳۸۹ نیز بازداشت شد که پس از بیش از سه سال حبس، در شهریور ۱۳۹۲ از زندان آزاد گردید. او پس از آزادی مدتی در مقابل دفتر کانون وکلای دادگستری تحصن کرد تا به حکم لغو پروانه وکالت خود اعتراض کند. نسرین ستوده در سال ۱۳۹۷ وکالت چند نفر از زنانی را به عهده داشت که در اعتراض به حجاب اجباری روسری خود را برداشتند. این حرکت اعتراضی به جنبش «دختران خیابان انقلاب» مشهور شد. او بالاخره در خرداد ۱۳۹۷ بار دیگر دستگیر شد و این بار براساس هفت مورد اتهامی جدید به ۱۲ سال زندان محکوم شد. محکومیت او اعتراضهای گسترده بینالمللی را به همراه داشته است. خانم ستوده چندی پیش طی نامهای از زندان نوشته بود: «تلاشی که امروزه بانوان ایرانی برای آزادی و حق انتخاب پوشششان میکنند، تحسینبرانگیز است. این تحسین بیش از هر چیز به دلیل روش مسالمتجویانهای است که انتخاب کردهاند و در مقابل با احکامی مجموعا چند صد ساله مواجه شدهاند.»
آزیتا رفیعزاده
یکی از استادان مؤسسه آموزش عالی بهائی(BIHE) در ایران بود. او به همراه همسرش پیمان کوشکباغی در این دانشگاه به دانشجویان بهایی که امکان تحصیل در دانشگاههای ایران را ندارند، آموزش می داد. در خردادماه سال ۱۳۹۰ همزمان با هجوم نیروهای امنیتی به منازل اساتید و مدیران این موسسه، به خانه آنها نیز هجوم آوردند و پروندهای قضایی برای آنها تشکیل شد. خانم رفیعزاده در دادگاه بدوی به چهار سال حبس تعزیری به اتهام «عضویت در تشکیلات غیر قانونی بهاییت» محکوم شد و این حکم در دادگاه تجدید نظر نیز تایید گردید. همسر او نیز به همین اتهام به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است. خانم رفیعزاده از آبان سال ۱۳۹۴ و همسرش آقای کوشکباغی از اسفند همان سال در زندان اوین محبوس شدهاند. سرپرستی فرزند خردسال آنها که در آن زمان شش سال داشت، به یک خانواده دیگر سپرده شد و از آن پس این کودک خردسال تنها یک ساعت در هفته میتوانست پدر و مادرش را در سالن ملاقات زندان اوین ببیند. آزیتا رفیعزاده در یکی از نامههایش از زندان به پسرش نوشت: «خیلی خوشحالم که گذشت این روزهای دوری از همدیگه و اتفاقات جور و واجوری که برامون افتاده، نتونسته هیچ چیزی از میزان عشق و علاقهمون به همدیگه کم کنه و خانواده کوچکمون هنوز هم مثل روزهای اول، بیتاب هستیم تا برای ساعتی دور هم باشیم.»
آتنا دائمی
که برای فعالیتهایش برای حقوق کودک شناخته میشد، به دلیل فعالیت های مدنی خود در مهر سال ۱۳۹۳ بازداشت و به تحمل پنج سال حبس تعزیری محکوم شد. این زندانی از آذرماه سال ۹۵ دوره محکومیت خود را آغاز کرد و هم اکنون در زندان اوین است. او در حالی که دوران حبس خود را می گذراند، با پرونده جدیدی روبرو شد که این بار به دو سال و یک ماه زندان محکوم شد. حکم خانم دائمی بدون تشکیل دادگاه تجدید نظر به تایید نهایی رسیده است. خانم دائمی چندی پیش طی نامهای از زندان که بقه مناسبت سالگرد اعدام زانیار و لقمان مرادی نوشته بود، تاکید کرد: «مخالف اعدامم، به خاطر این مخالفت در زندانم و به دلیل تاکید بر این مطالبه از داخل زندان، باز هم به زندان محکوم شدم و باکی نیست.»
سپیده قلیان
فعال اجتماعی و مدنی است که در آبان سال ۱۳۹۷ و در جریان اعتراضات کارگران هفتتپه به همراه تعدادی از فعالان کارگری از جمله اسماعیل بخشی دستگیر شد. او از همان ابتدا و در محلی که مربوط به بخش «امنیتی نیروی انتظامی» است مورد ضرب و شتم شدید و «توهینهای جنسی» قرار گرفت. خانم قلیان به همراه آقای بخشی، پس از آزادی از زندان درباره شکنجه در دوران بازداشت افشاگری کردند، اما نهادهای اطلاعاتی و همچنین دولت ایران تهدید نمودند که از آنها شکایت خواهند کرد. ابتدا فیلمی از اعترافات اجباری آنها از تلویزیون ایران پخش شد و سپس از اواخر دیماه سال ۱۳۹۷ سپیده قلیان و اسماعیل بخشی بار دیگر بازداشت شدند. آنها تاکنون در زندان هستند و سپیده قلیان در دادگاه به هفت سال زندان محکوم شده است. خانم قلیان اخیرا طی پیامی از داخل زندان گفته است: «کابوس صدای شکنجهها از گوشم قطع نمیشود و هر آن منتظرم توطئهای دیگر علیهام از صدا و سیما و خبرگزاریهای وابستهاش منتشر شود.»
شکوفه یداللهی
یکی از درویشهای گنابادی است که در اسفند سال ۱۳۹۶ همراه با صدها درویش همفکرش که در میان آنها سه فرزند وی (کسری نوری، پوریا نوری و امیر نوری) نیز حضور داشتند، دستگیر شد. آنها در مقابل خانه قطب درویشان گنابادی در تهران جمع شده بودند که مورد حمله نیروهای امنیتی و لباس شخصیها قرار گرفتند. خانم یداللهی هنگام بازداشت در نتیجهی ضرب و جرح نیروهای لباسشخصی دچار شکستگی از ناحیه سر شد و حس بویایی خود را به طور کامل از دست داد. شکوفه یداللهی، بعدها به تحمل دو سال حبس تعزیری محکوم شد. او دوران محکومیت خود را در زندان قرچک وراوین سپری می کند که دارای شرایط غیرانسانی است. این زندان در گذشته محل یک مرغداری بود و امروز در آنجا صدها زن که تعدادی از آنها به دلیل پروندههای قتل و جنایت زندانی شدهاند در کنار تعدادی از زندانیان سیاسی، در شرایطی اسفناک که با حداقل قواعد استاندارد نیز فاصله دارد، نگهداری میشوند.
نیلوفر بیانی
یکی از فعالان محیط زیست در ایران است که به همراه تعدادی دیگری از همکارانش از اواخر سال ۱۳۹۶ در بازداشت به سر میبرد. در آن زمان نیروهای امنیتی ایران اقدام به بازداشت نزدیک به ۵۵ نفر از فعالان محیط زیست نمودند. کاووس سیدامامی، استاد دانشگاه و یکی از این بازداشتشدگان تنها دو هفته پس از بازداشت به طرز مشکوکی در زندان درگذشت، قوه قضاییه ایران مرگ او را به علت خودکشی اعلام کرد، اما این ادعا از سوی خانواده آقای امامی و مجامع بینالمللی پذیرفته نشد. مدتی بعد اتهام بازداشتشدگان محیط زیست «جاسوسی» و سپس «فساد فی الارض» اعلام شد. امروز از میان بازداشتشدگان اولیه در این پرونده، هومن جوکار، امیرحسین خالقی، سام رجبی، طاهر قدیریان، مراد طاهباز، سپیده کاشانی و نیلوفر بیانی، بیش از دو سال و نیم است که در زندان هستند. نیلوفر بیانی در یکی از جلسههای دادگاهی که حدود یک سال بعد از بازداشت تشکیل شده بود فاش کرد که بارها توسط ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تهدید شده است. او در دادگاه رو به دیگران کرده و فریاد زده بود«اگر شما رو هم مثل من به آمپول زدن تهدید میکردند، اعتراف میکردید! مردم این چند ماه من را انفرادی نگه داشتند، کلی زدنم و به زور اعتراف گرفتن، دارن منو میبرن پیش صلواتی اعدامم کنن.»
زینب جلالیان
در ۲۵ سالگی در اسفندماه سال ۱۳۸۶ به اتهام «همکاری با گروه پژاک» دستگیر شد. او ابتدا در سال ۱۳۸۸ در دادگاه بدوی به اعدام محکوم شد، اما چند سال بعد در آذرماه سال ۱۳۹۰ به وکلای خانم جلالیان گفته شد که حکم اعدام او به حبس ابد کاهش یافته است. خانم جلالیان از زمان بازداشت تاکنون نزدیک به ۱۲ سال زندان را بدون حتی یک روز مرخصی سپری کرده است. به گفته سازمانهای حقوقبشری او در یک محاکمه غیرمنصفانه به حبس ابد محکوم شد و پس از بازداشت و در روند دادرسی بارها به شدت شکنجه شده بود. کوبیدن سر به دیوار به نحوی که موجب شکستگی پیشانی و تورم چشمها شد، زدن کابل به کف پا، بازجویی با چشمبند و دستبند و پابند، در حالی که دستها و پاهای وی به هم زنجیر شده بود و تهدید به تجاوز بخشی از این شکنجهها است. این زندانی زن به بیماری «ناخونک چشم» مبتلا است و به دلیل عدم رسیدگی به وضعیتش، هر دو چشم او قابلیت دیدن فاصلههای دور را از دست دادهاند. در خرداد سال ۱۳۹۵ گروه کاری بازداشتهای خودسرانه سازمان ملل از جمهوری اسلامی ایران خواست تا زینب جلالیان، فعال سیاسی کرد و تنها زندانی سیاسی زن محکوم به حبس ابد را «فورا» آزاد کند.






