
اشاره: زندان اوین تهران، مشهورترین زندان ایران است که در سالهای گذشته تعداد زیادی از زندانیان سیاسی را در خود جای داده است. این زندان علاوه بر بندهای وابسته به سپاه پاسداران(۲الف) و همچنین وزارت اطلاعات(۲۰۹) که معمولا برای نگهداری زندانیان در دوران بازجویی استفاده میشود، چند بند عمومی (برای مردان و برای زنان) نیز دارد که زندانیان را برای گذراندن دوران محکومیتهای طولانیتر به آن انتقال میدهند. گزارش زیر که با کمک تعدادی از زندانیان بندهای مختلف زندان اوین تهیه شده، توصیفی کلی از وضعیت این مجموعه را بیان میکند.
اطلاعات کلی در مورد زندان اوین
اندرزگاه ها (بند) های زندان اوین:
اندرزگاه یک (قرنطینه)
اندرزگاه دو (۲۰۹-۲۴۰-۲۴۱-۲الف)
بند های ۲۰۹ و ۲۴۰ انفرادی و سوئیت های وزارت اطلاعات
بند ۲۴۱ متعلق به حفاظت قوه قضائیه
بند ۲-الف که مستقل از اوین، ساختمانی دو طبقه و یک طبقه زیرزمینی مخصوص زندانیان و ساختمانی دو طبقه موسوم به “کاشف” مخصوص بازجوئی متعلق به اطلاعات سپاه هست.
اندرزگاه سه (بند ۳۵۰)
اندرزگاه چهار (مخصوص زندانیان بلاتکلیف، زندانیان چک، مهریه و… که در سال ۹۵ یک سالن آن هم قرنطینه شده و اندرزگاه یک تقریبا بسته شد.) همینطور دارای چند سوئیت و…
اندرزگاه پنج (نسوان سیاسی)
اندرزگاه شش (کارگری – مخصوص زندانیان کارگر در زندان)
اندرزگاه هفت (بند عمومی-دارای یک اتاق بعنوان قرنطینه)
اندرزگاه هشت (بند عمومی)
اندرزگاه ویژه روحانیت
بند (اندرزگاه)های هفت و هشت اوین :
بند هشت شامل چهار طبقه هر طبقه یک سالن : سالن های هفت و هشت و نه و ده
هر سالن نه یا ده اتاق دارد
و اتاقها اکثرا حدود هجده متر مربع مساحت دارند. شامل میانگین پانزده تخت (اتاق های کوچک نه تخت، اتاق های معمولی پانزده و چند اتاق بزرگ هجده تخته) و البته ظرفیت استاندارد کمتر از پانزده نفر است با این حال در سالهای اخیر تا بیشتر از سی نفر و گاها حدود چهل نفر در یک اتاق نگهداری شدند. هر سالن در قسمت انتهایی بطور میانگین شش دستشویی و پنج حمام دارد.
یک هواخوری مشترک مساحت حدود پانصد متر، هم سطح (چند پله پایین تر) سالن هفت وجود دارد و یک کتابخانه بسیار کوچک با ظرفیت حدود پنج نفر در کنار سالن نه. یک حسینیه بزرگ در کنار هواخوری قرار دارد و هر سالن یک حسینیه کوچک نیز دارد.
دو بوفه (فروشگاه) کنار سالن های هشت و ده قرار دارند ولی گاهی یکی باز نمی کند. صفهای بسیار طولانی که زندانی گاها بیشتر از دو ساعت در صف می ماند.
بند هفت شامل سه طبقه (بزرگتر از طبقات بند هشت) و هشت سالن است: سالن یک (مخصوص زندانیان معتاد و بعضی از بیماران خاص که به مصرف متادون نیاز دارند) ، سالن دو (مخصوص شاغلین خیاطی زندان که تقریبا بدون حقوق برای خیاطی کار می کنند) ، سالن سه، چهار، پنج، شش، سالن جهاد (مخصوص شاغلین کارگر در زندان) و سالن دوازده (زندانیان محکوم ماده های ۵۰۱ و ۵۰۸)
هر سالن بطور میانگین شش دستشویی و پنج حمام قابل استفاده دارد.
یک حسینیه بزرگ (دارالقرآن) در بالای ساختمان و هر سالن یک حسینیه کوچک نیز دارد.
کتابخانه ای با ظرفیت حدودا بیست نفر در طبقه بالا قرار دارد.
سالن ها کمتر از چهارده (بین پنج تا چهارده) اتاق دارند و اتاق ها بطور میانگین بیشتر از هجده متر مربع (تا بیست و پنج متر مربع) مساحت دارند. شانزده تخت در هر اتاق که ظرفیت استاندارد کمتر از شانزده نفر است با این حال در سالهای اخیر، آمار اتاق ها تا حدود سی نفر هم رسیده است.
سالن های سه و پنج یک هواخوری بزرگ مشترک دارند و باقی سالنها (بجز جهاد) هواخوری مجزا. (تردد زندانیان سالن جهاد در زندان آزاد است.)
در بند هفت هر سالن (بجز جهاد) یک بوفه (فروشگاه) دارد ولی گاها فروشگاه یک سالن تعطیل می شود یا بعضی اجناس ضروری را نمیاورد و زندانی مجبور می شود با واسطه از سالن دیگر خرید کند.
بند نسوان :
سه سالن و بیست تخت دو طبقه ، معمولا بیشتر از بیست زندانی سیاسی امنیتی در این بند نگهداری می شوند و در مواقعی که زندانی های جدیدالورود (و دارای قرار وثیقه) بیشتری وارد شوند آمار به بیشتر از ظرفیت رسیده و از تخت محروم و کف خواب می شوند. در این بند ارتباط تلفنی تقریبا وجود ندارد. دارای سه حمام و پنج دستشوئی ؛ سایر امکانات خوب است. رسیدگی های پزشکی نیز مثل سایر قسمت های اوین بسیار ضعیف و گاها سلیقه ای است.
جیره صبحانه:
وعده های صبحانه کم و در ظرف های کوچک آماده از محصولات با کیفیت معمولی یا پایین ارائه می شوند:
کره و مربا (هویج) – پنیر خامه ای – پنیر – حلواارده یا حلوا شکری
جیره ناهار:
توسط قابلمه ها و ظروف بزرگ در زندان پخش می شود. بعلت حمل و تقسیم با سرعت کم که بصورت دستی و توسط زندانیان کارگر انجام می شود غذا کمی سرد به زندانیان می رسد. اندازه غذا کافی است ولی کیفیت پائین است و خیلی اوقات از مواد قدیمی و بعضا تاریخ مصرف گذشته تهیه می شوند. همچنین اکثرا به اندازه کافی پخته نشده و نیم پز است. معمولا تکه های پلاستیک و نوار مربوط به بسته بندی مواد اولیه، تکه هایی کاملا خام از مواد و یا تکه های ریز آشغال در غذا دیده می شود. در روز هایی به هر اتاق یک قابلمه برنج و یک قابلمه خورش می رسد و در روزهای دیگر تنها یک قابلمه و بطور معمول غذاهای زیر و در روزهای مختلف آماده و پخش می شود:
برنج و خورش قورمه سبزی – برنج و خورش قیمه – برنج و خورش بادمجان – عدس پلو – قاطی پلو (سیب زمینی، سویا حیوانی و برنج)
جیره شام:
عدسی – خوراک لوبیا – آش رشته – سیب زمینی و تخم مرغ پخته
البته غذاهای زندان لزوما با اسامی آنها تطابق ندارند. بعنوان مثال خیلی کم از گوشت استفاده می شود و خورش های قیمه و قورمه سبزی اکثرا به جای گوشت با سویا حیوانی تهیه می شوند. همینطور سیب زمینی هایی که در خورش ها و کنار برنج قرار دارند نوعی سیب زمینی آماده هستند که طعم متفاوتی از سیب زمینی پخته یا سرخ شده طبیعی دارد.
در ایام مختلف ممکن است که چند غذای دیگر به این لیست اضافه شود ولی در سالهای اخیر جیره ثابت همین غذاها بوده است.
جیره نان:
روزانه به هر زندانی یک عدد نان ماشینی و یک عدد نان بربری می رسد. این نان ها به شکلی بسیار ناشیانه پخت می شوند و هیچوقت کیفیت و مشخصات یک نان را ندارند.
غذای (باصطلاح) رستوران:
به همان شیوه غذای جیره ای تهیه و تقسیم می شود. تنها تفاوت اینکه این غذا انتخابی و سفارشی است و در ظروف یکبار مصرف پخش می شود. چند نوع غذا که در جیره ها وجود ندارد به این شکل و البته در ازای مبلغی بسیار بالاتر از سطح کمی و کیفی غذا ارائه می شود. غذاهای سفارش داده شده با اختلاف زمانی قبل یا بعد از تقسیم جیره ها تقسیم می شود. این غذاها همیشه مانده و کمی خراب است:
ساندویچ کالباس ۶۵۰۰ تومان
ساندویچ هات داگ ۶۵۰۰ تومان
ساندویچ فلافل ۴۵۰۰ تومان
پیتزا ۱۳۰۰۰ تومان
جوجه کباب (با برنج ۱۳۰۰۰ تومان)
کباب کوبیده
مرغ ۸۰۰۰ تومان
فبرنج ساده ۵۰۰۰ تومان
باقالی پلو ۹۰۰۰ تومان
سالاد ۲۰۰۰ تومان
بعضا در ایامی خاص خورش، آبگوشت و نیز لوبیا پلو هم به این لیست اضافه می شود. کیفیت این غذاها – هر چند همیشه پائین بوده است – طی سال های ۹۴ و ۹۵ شدیدا افت کرده و دیگر قابل خوردن نیستند.
وضعیت درمانی:
نبود رسیدگی های پزشکی و درمانی (چه رسیدگی های بالینی و چه سایر رسیدگی ها مثل مشاوره و…)، بی قانونی در روند پرونده ها و بلاتکلیفی، محیط و شرایط منفی و غیر قابل تحملی که بیشتر از همه زندانیانی که حمایت مالی ندارند را تحت فشار قرار می دهد در موارد زیادی منجر به خودکشی یا سایر آسیب دیدگی های جسمی یا روحی و در بعضی موارد باعث مرگ زندانیان می شود. در تمام بندها و مشخصا در بند های عمومی (چهار و هفت و هشت اوین) که قابل مشاهده است، تعداد قابل توجهی از زندانیان به شیوه های مختلف دست به خودکشی می زنند. در این بین معمولا افرادی که با بریدن رگ دست بوسیله تیغ اصلاح یا چاقو های دست ساز اقدام به خودکشی می کنند معمولا زنده می مانند. همچنین بعضی از زندانیان بدون تعیین خواسته های موردی و تنها به هدف رهایی از زندان دست به اعتصاب غذای نامحدود می زنند که این موارد نیز اکثرا شکست خورده و زندانی با وضعیتی بدتر از قبل و با مشکلات گوارشی جدید و تحت فشاری مضاعف مجبور به ادامه زندگی می شود. در این موارد مسائل زیادی وجود دارد که بیان همه آنها مقدور نیست. اما در بعضی موارد هم منجر به مرگ می شود.
در یک مورد و در سال ۹۴ جوانی که در بند هفت اوین محبوس بود از طریق بریدن گلویش با چاقوی دست ساز دست به خودکشی می زند. زنده می ماند و بعد از بخیه و درمان های سرپایی و به منظور جلوگیری از خودکشی مجدد، از سالن یک به سالن دو (که شرایط بهتری دارد) منتقل می شود، بعد از اینکه برای دومین و به شکل مشابه اقدام به خودکشی ناموفق می کند و بصورت تنبیهی مجددا به سالن یک بازگردانده می شود. برای سومین بار در سالن یک و به شکلی جدی تر با چاقو نصف گردن خودش را پاره پاره کرده و می شکافد و بعد از چند ساعت خونریزی از دنیا می رود. طبق گفته یکی از دوستان این جوان، یکی از خواسته های اصلی او (یا شاید تنها خواسته اش) که رسیدگی پزشکی و دریافت داروهای اعصاب و آرام بخش بود تا لحظه مرگش بی پاسخ مانده بود.
در موردی دیگر در همان سال و به فاصله یک ماه یا کمی بیشتر دو زندانی محبوس در سالن دو بند هفت اوین بعلت بیماری های جسمی از دنیا می روند. در یکی از این دو، زندانی با کهولت سن و بیماری های متعدد روبرو بود و حتی قادر به ایستادن بر روی پاهای خود نبود و برای دستشوئی و حمام نیز هر بار یکی دو نفر از زندانیان دیگر به او کمک کرده و او را حرکت می دادند. این زندانی بدون شک شامل قانون عدم تحمل کیفری می شد و در مورد زندانی دیگر، زندانی که مدت زیادی نبود که محبوس شده است، بارها به بهداری مراجعه کرده بود و با ارائه مدارک پزشکی و توضیح در مورد بیماریش درخواست کرده بود تا با توجه به عود و وخامت بیماری برای درمان به مطب پزشک خودش فرستاده (اعزام) شود اما در نهایت توسط پزشک به ظاهر متخصص زندان ویزیت شده و این باصطلاح متخصص از دادن دستور اعزام خودداری کرده و با تجویز چند دارو مدعی می شود که بیماری جدی نیست و می تواند به سادگی او را درمان کند. اما تنها ظرف چند روز زندانی بیمار می میرد.
بوفه زندان و غذا شخصی:
زندانیان قدیمی و نیز زندانیانی که به مشکلات گوارشی یا بیماری های دیگر مبتلا هستند نمی توانند در تمام طول هفته از غذاهای زندان استفاده کنند و بنابراین در بیشتر یا بخشی از وعده های غذایی به آشپزی یا غذاهای آماده بوفه زندان متوسل می شوند. اقلام فروشی بوفه بسیار کم و محدود است. برنج، گوشت، مرغ، سبزی بسته بندی، چند قلم میوه به تعداد محدود، رشته، آبمیوه آماده و غیرطبیعی، شکر، قند، چای (قند و چای بصورت جیره نیز تقسیم می شوند ولی با کیفیتی پایین تر از کیفیت بوفه)، کنسرو (ماهی، لوبیا، بادمجان و…)، روغن، شکلات، شیر، آب معدنی و دستمال از جمله اجناسی هستند که در بوفه ها به فروش می رسد.
در کنار این هر سالن یک “چراغ خانه” دارد که تعداد محدودی گاز برای گرم کردن غذاها و آشپزی دارد ولی تعداد این شعله ها کم است و تا حدی در انحصار زندانیان قدیمی می باشد. علاوه بر این قطعی گاز زیاد پیش می آید و گاها به مدت چند هفته یا حتی چند ماه گاز قطع می شود که از جدی ترین مشکلات زندانیان محسوب می شود.
سیستم های گرمایشی سرمایشی، آب، آرایش و بهداشت، امکانات رفاهی تفریحی و آموزشی از جمله کمبود ها و مشکلات جدی در زندان است. سرد بودن آب در ماه های سرد سال در کنار سرمای شدید زندان و هواخوری سحرگاهی اجباری یک مورد است. هر چند مجموعه فرهنگی مشترک بند های هفت و هشت که در کنار بند هفت قرار دارد شامل سالن آمفی تاتر و چند کلاس، چند کامپیوتر و… می باشد و کلاس ها، جلسات و مراسم مختلفی برگزار می کند اما کمبود کلاس های آموزشی مناسب، باند بازی و عدم پذیرش تمام زندانیان و بی نظمی و بی قانونی، اجباری بودن مراسم خصوصا در مناسبت ها، عدم وجود پرسنل مناسب، و محدودیت های بی مورد در زمان تردد از جمله مسائلی است که این مجموعه را ناکارآمد می کند. کلاس های دیگری نیز در مجموعه آموزشی زندان یا “مدرسه” برگزار می شود اما در آن مجموعه نیز این کمبود ها و مشکلات دیگری وجود دارد.
در آرایشگاه زندان به هیچ وجه مسائل بهداشتی رعایت نمیشود و در طول روز یک تیغ، یک ماشین اصلاح، یک شانه و یک قیچی بصورت مشترک برای صد ها زندانی مورد استفاده قرار می گیرد.
بند هفت فاقد باشگاه است و تنها یک زورخانه وجود دارد. بند هشت فقط یک باشگاه بدنسازی کوچک دارد. البته چند زمین و محیط ورزشی مشترک در زندان وجود دارد ولی زمان تردد و امکانات بسیار محدود است.
مساله مهم اینکه بودجه زندان و تمام امکانات توسط پول زندانیان عادی و یا باصطلاح خیرین و پول های زندانیان قدیمی و خصوصا کلاهبرداران، مختلسین و سایر زندانیان مالی مرفه تامین می شود. این زندانیان مرفه به میل خود و با مقاصد مختلف نظیر برخورداری از امکانات خاص این مبالغ را پرداخت میکنند. اما زندانیان عادی به اجبار و از سر ناچاری هزینههایی چون هزینه خرید یا تعمیر کولر، یخچال، فرش و… را میپردازند.