روایتی از زندان یزد

yazd

گفتگو با محمد مرادی (یعقوبی)، زندانی سابق

روایتی از زندان یزد

وضعیت و تعداد حمام و دستشویی ها و وضعیت دسترسی زندانیان به سرویس های بهداشتی چه طوری بود؟

مثلاً بند ٩ كه ما در آن بودیم یك حمام و یك دست‌شویى داشت كه آمار زندانیان آن بین ١٥تا٢٠ نفردر نوسان بود. آمار بندهاى سالنى به ٣٠٠ تا ۴۰۰ و حتی گاهى به ٥٠٠نفر می‌رسید، ۱۰ عدد دستشویى و ۶ عدد حمام داشت. اما بندهاى کوچکتر،‌ برای هر ١٥٠نفر ٤حمام و ٣دستشوىی پیش‌بینی شده است. از نظر بهداشتى، این تعداد خیلى كم بود. هنگام صبح و آخر شب كه وقت خاموشی هم بود،  زندانیان در صف استفاده از توالت می‌ماندند.  شاید باور نكنید که گاهى مجبور میشدیم درحدود ٢٠ تا ٣٠ دقیقه در صف بمانیم تا نوبت استفاده از دستشویی به ما هم برسد.

وضعیت سالن‌ها از نظر تهویه هوا، گرمایش در زمستان و سرمایش در تابستان چه طور بود؟ آیا زندان امکانات لازم مانند کولر و وسایل گرمایشی را  تهیه می‌کرد؟ یا زندانیان خودشان باید تهیه می‌کردند؟

 

وضعیت زندان از نظر تهویه هوا بد بود. هواكش‌هاى آن بسیار كهنه و فرسوده شده بود و  آنقدر  تعمیر کرده بودند که  بدنه آٰن هم کاملا پوسیده شده بود. هر وقت که برای خرید یک هواکش جدید اقدام می‌شد گاه  بیش از ٢سال طول می‌كشید تا فرایند اداری و خرید نهایی آن طی شود. هواکش‌ها  بدرد نمی‌خورد و در واقع فقط یک دكور بود.

همچنین در همه زندان از كولر آبى استفاده می‌شد، ولى تا یک كولر تعمیر و راه اندازى شود، مدتها طول می‌کشید.  وسیله گرمایش هم شوفاژ بود كه قرار بود با گردش آب گرم، اتاقها را  گرم کند. اما یا شوفاژها خراب بود و یا  اگر تعمیر شده بود، آب گرمی وجود نداشت تا گرم شود!  البته کمبود آب گرم فقط به شوفاژها مربوط نمی‌شد. بیشتر مواقع آب گرم برای  استحمام كردن  هم نبود. از طرفی در تابستان که  آب باید خنك باشد،  آب حمام آنقدر داغ بود كه نمی‌توانستیم زیر دوش برویم . ظاهرا در تابستان مشعل‌هاى منبع آب گرم خاموش نمی‌شد تا مقدارى از بودجه سازمان صرف شود یا روی فیش هزینه‌ها بهانه دزدی وجود داشته باشد. در حالی که آب سرد حمام خود بخود بعلت وجود آفتاب در تابستان گرم می‌شد. در مقابل آٰب سرد برای خوردن کم بود . برای استفاده از  یخچال هم با كمبود برق مواجه بودیم.

وضعیت سالنها از نظر دسترسی به امکانات پخت و پز چگونه بود؟ آیا آشپزخانه داشت؟ وسایل لازم برای آشپزی در آن مهیا بود؟

نخیر. زندانى دسترسى به امكانات پخت و پز نداشت. یك رستوران بود  كه غذا می‌فروخت اما وسایل آشپزی وجود نداشت.

تعداد پتوی اختصاص یافته به هر زندانی چند عدد بود؟ کیفیت پتوها چگونه بود؟

در فصل بهار و تابستان و پاییز تعداد پتوها  سه عدد بود اما زمستان كه می‌رسید نگهداری بیشتر از دو پتو امكان نداشت.  البته افرادی‌كه دوست و آشنا یا فامیلی در زندان داشتند و یا وابسته بودند و به اصطلاح زندانیان “كاشفهاى زندان”، پتوی بیشتر می‌گرفتند. حتی پتوی شخصی هم جزء جیره حساب می‌شد.

زندانی‌ها می‌توانستند که پتوى شخصى بخرند و چون بابتش پول پرداخته کرده بودند، متعلق به خودشان بود. اما در فصل زمستان كه پتوى كافى نمی‌دادند وقتى همه پتوها را از زندانیان می‌گرفتند و دوباره به هر نفر دو تخته پتو می‌دادند، تعداد پتوهاى شخصى را هم حساب می‌كردند. یعنى من که دو پتوى شخصى داشتم دیگر پتوى سهمیه زندان را دریافت نمی‌کردم و اگر اعتراض می‌كردیم میگفتند شما دو پتو دارى. می‌گفتیم پتوها متعلق به خودمان است و  بابتش پول داده‌ایم. اما در جواب می‌گفتند هرچه که داخل زندان هست اموال زندان محسوب می‌شود، می‌خواستى که نخری.

وضعیت بهداشت داخل سالن‌ها به خصوص از نظر حشرات موذی چگونه بود؟

حشرات بسیار زیاد بود. من خودم چند بار رفتم بهدارى زندان سم كشنده حشرات گرفتم و داخل بند و سرویس بهداشتی را سمپاشى كردیم.  خود بهدارى هر یك یا دو ماه براى سمپاشى حشرات موزى می‌آمد. البته سم را به همه نمی‌دادند اما  چون در زندان زیاد مانده بودیم، مسئولین بهدارى اعتماد می‌كردند و سم را به ما هم می‌دادند.  علت اینکه می‌خواستیم خودمان سمپاشی کنیم آن بود  که وقتى خودشان می‌آمدند همه وسایل‌مان را هم  سم پاشى می‌كردند.

با وجود این سم پاشی‌ها باز هم حشرات موذی زیاد بودند؟ آیا باعث انتقال بیماری هم می‌شدند؟

بله . واقعاً حشرات زیاد بود.  چون هر مدت یكبار مجبور به سمپاشى دوباره  می‌شدیم. و این وضعیت باعث بیمارى هم می‌شد.

وضعیت كف خوابها در هر اتاق و راهروها چگونه بود؟

كف خواب زیاد بود. مثلاً اگر گنجایش یک اتاق ١٢ نفر بود،  گاهى آمارزندانیان این اتاق با كف خوابها به بیست نفر می‌رسید. كف خوابها را در اتاقها تقسیم می‌كردند و هر اتاق سهمیه خودش را داشت.

امکان ملاقات زندانی با مقامات قضایی ناظر بر زندان چطور بود؟

یك روز در هفته براى دیدار با زندانی‌ها داشتند اما معمولا کاری انجام نمی‌شد و  فقط وعده انجام كار می‌دادند.

درباره دسترسی به تلفن و ملاقات با خانواده هم توضیحی  بدهید.

وقتی من در آنجا بودم، امکان استفاده از تلفن خوب بود اما  گاهى كارت تلفن كم بود و آنوقت بازار سیاه شروع می‌شد. البته چون مخابرات در اختیار خودشان بود از فروش کارت تلفن سود زیادى می‌کردند.

اخیرا با  یكى از دوستان راجع به وضعیت زندان حرف می‌زدم و او ‌گفت الان مدتی هست که امکان تلفن و كارت تلفن خیلى بدتر  شده است.  از زندان تماس گرفته بود و فرصت زیادی نداشتیم که در مورد دلایل این وضعیت صحبت كنیم.

درباره ملاقات باید بگویم که معمولا براى زندانی‌هاى عادى مشكلى وجود نداشت و هر هفته برای ملاقات می‌رفتند.  ولى براى برخی زندانیان سیاسی باید دستور قضایی صادر می‌شد.  ملاقاتهاى بند سیاسی خیلى دیر به دیر می‌آمد چون راه طولانى بود و نمی‌توانستند زوتر بیایند. من تنها كسى بودم كه در طول ٢٠ سال حتى یك روز ملاقات با خانواده درجه یك خود نداشتم. ملاقات کابینی در مورد زندانیان سیاسی بستگى به افسر نگهبان داشت.  اگر زندانی را  می‌شناخت و با او رابطه خوبی داشت، ملاقات کابینی ممکن بود.  گاهی هم ملاقات کابینی به تصمیم رئیس زندان موکول می‌شد. اما ملاقات حضورى باید با دستور قضایى انجام می‌شد و باید مشخص می‌شد که  كه چه كسانی به ملاقات زندانی سیاسی خواهند آمد.

وضعیت دسترسی زندانیان به هواخوری چگونه بود؟ آیا روزانه این امکان را داشتند؟ آنها در کل چند ساعت به هوای آزاد دسترسی داشتند؟

هوا خورى اوایل  بد نبود، اما این اواخر آنهم بدتر شد.  این اواخر هواخوری را بصورت تفکیکی انجام می‌دادند.  منظورم این است كه مثل سابق نبود  كه هواخوری در کل روز تا غروب باز باشد.  الان سخت‌گیری بیشتر شده و هواخوری را  ساعتی کرده‌اند.

آیا مطالبات زندانیان توسط افسر نگهبان و مسؤولین زندان پیگیری می‌شد؟

در طول روز که افسر نگهبانها گرفتار بودند توجه كردن به كار و مشكلات زندانیان کمتر بود. اما شب‌ها چون سرشان خلوت می‌شد، بیشتر با زندانیها سروكله می‌زنند.

وضعیت دسترسی زندانیان به بهداری و درمان (ویزیت پزشک عمومی٬ پزشک متخصص در صورت نیاز و دارو) چگونه بود؟ از زمانیکه یک زندانی قصد مراجعه به بهداری را دارد چه مدت زمان می‌برد تا بتواند ویزیت بشود؟

زندانیان هر بند در هفته یك بار می‌توانستند  پیش پزشك عمومى بروند. اگر پزشک عمومی تشخیص می‌داد، دارو هم می‌گرفتند. اما زندانیان برای معاینه توسط پزشك متخصص باید به بیرون  از زندان منتقل می‌شدند. البته بیرون رفتن به این سادگی نبود.  باید بارها  به بهدارى مراجعه می‌شد و پس از آن اگر صلاح می‌دانستند  نامه درخواست اعزام به پزشک متخصص را  پیش رئیس زندان  می فرستادند. بعد اگر احیانا او  تائید می‌کرد به مطب یا بیمارستان اعزام می‌کردند. من خودم دو سال مشكلات جسمی داشتم و بارها پیگری کردم تا بالاخره  اجازه یک عمل جراحى انجام دادند.

اگر زندانی نیاز به دارو یا وسایل خاصی داشته باشد آیا امكان دارد که خانواده‌ها از بیرون تهیه کنند تا به داخل زندان آورده شود؟

بله این امكانش هست و روزانه از بیرون به داخل دارو وارد می‌شود كه به دست فرزندان و یا اعضاى خانواده خود كه در زندان هستند می‌رسانند.  اضافه كنم كه مدتى بعد از عملى شدن تحریم‌هاى سازمان ملل این کار را انجام دادند. در سال‌های قبل ممنوع بود و باید در داخل  زندان دارو تجویز می‌شد.  بعدها در  زندان داروهای عادی داده می‌شد اما  داروهایى كه گران بود، در زندان وجود نداشت و به همین جهت وارد كردن دارو آزاد شد. البته اول دارو به دست مدیر داخلى بهدارى می‌رسید و بعد به زندانی تحویل می‌شد.