
روایتی از زندان كلينيك اهواز
روز نهم از کمپین حق زندانی را با گزارشی از زندان کلینیک دنبال خواهیم کرد. این گزارش شهادتنامه مادر یکی از زندانیان این مرکز است که در گفتگو با سازمان حقوق بشر اهواز بیان شده است.
روایتی از زندان كلينيك اهواز
تعداد زندانيان سياسى در اين زندان ٦٠ تا ٧٠ نفر است که در شرايط بسيار سخت زندگى مىكنند و هيچ كدام از استانداردهای لازم برای یک زندان مانند بهداشت، تراکم جمعیت، اصل تفکیک جرائم و رعایت حقوق اساسی زندانیان در آن رعايت نمىشود.
یک معلم اهوازی که پسرش در، مجتمع حرفه آموزی استان خوزستان که از آن با نام زندان کلینیک اهواز هم یاد میشود، در حبس به سر میبرد، در مصاحبهای اختصاصی با سازمان حقوق بشر اهواز درباره شرایط غیرانسانی این زندان، خواستار مداخله نهادهای بینالمللی برای نجات جان زندانیان شد.
پسر این معلم دوره دبیرستان که نخواست نامش، فاش شود، از چهار سال پیش در این زندان به سر میبرد. او در این باره گفت: پسرم از برخوردهای تبعیضآمیز شکایت میکند. زندانبانان براساس قومیت زندانیان با آنها رفتارهای متفاوتی دارند و با زندانیان عرب رفتار بدتری دارند. به دلیل واقع شدن این زندان در یک منطقه عربنشین، تعداد زندانیان عرب در آن بیشتر است و همین باعث میشود افراد دیگر قومیتها نتوانند به زندانیان عرب تعرض کنند، لیکن زندانبانان رفتار به شدت خشنی با زندانیان عرب دارند.
اتحاد موجود بین زندانیان عرب ، خشم مسئولان زندان را برانگیخته است و به همین دلیل به هر روش ممکن تلاش میکنند، بین زندانیان عرب اختلاف بیاندازند. دامن زدن به اختلاف شیعه سنی از روشهای رایج برای اختلافافکنی در میان زندانیان این زندان است. علاوه بر این تکیه بر موضوعات قبیلهای نیز از دیگر روشهاست. زندانبانان از طریق نیروهای نفوذی اخبار اختلاف قبایل مختلف عربی در خارج از زندان را به داخل درز داده و زندانیان را به جان هم میاندازند. این موضوع حتی تا انتشار شایعات اخلاقی نیز پیش رفته است.
این مادر زندانی که خود ترجیح داد با نام “ام حسین” از او یاد شود، ادامه داد: “بر اثر همین شایعه افکنیها پسرم به شدت از ناحیه کمر با چاقو آسیب دید. یکی از نفوذیها، شایعه کرده بود که پسر دومم با دختر یکی از قبایل اهوازی، موضوع اخلاقی داشته است و به همین دلیل برادر دختری که به او تهمت زده شده بود، به چاقو به پسرم که در زندان است، حمله کرده و او را شدیدا مجروح کرد ولی فردای آن روز متوجه شد که پسر من اصلا برادری ندارد و تک فرزند است.”
ام حسین درباره امکانات زندان نیز گفت: “با توجه به گرمای شدید منطقه و فضای بسته زندان، موضوع سرمایش از اهمیت زیادی برخوردار است، لیکن مدیریت زندان در این باره اهمال کرده و زندانیان درفصل تابستان شدیدا با گرما مواجه میشوند. درتابستان انواع بیماریهای تنفسی در میان زندانیان رایج میشود و امکانات درمانی زندان، کفاف زندانیان را نمیدهد و براساس آنچه پسرم گفته است، زندانیان غیرعرب از خدمات درمانی بهتری بهرهمند هستند.”
به گفته “ام حسین” غذای این زندان نیز دچار مشکل است و تکراری بودن وعدههای غذایی به شدت به سلامتی زندانیان آسیب زده است. سیبزمینی آبپز، ماکارونی، عدس و پوره سیبزمینی غذاهایی است که بصورت مکرر در میان زندانیان توزیع میشود که کیفیت پائینی دارد. البته گاه غذاهایی مانند عدسپلو و یا استانبولی نیز توزیع میشود. در ضمنی حجم غذایی که به هر زندانی تعلق میگیرد و همچنین فاصله زیادی که میان وعدههای مفید وجود دارد، عملا همان یک یا دو وعده از نیز بیاثر کرده است.
ام حسین از غذا به عنوان ابزاری برای تنبیه زندانیان نیز یاد کرده و گفت: “گاه به دلایل مختلف یک یا تعدادی از زندانیان از غذا محروم شده و یا غذای متفاوتی برایشان در نظر گرفته میشود.”
موضوعات فرهنگی از مشکلات دیگری است که ام حسین به نقل از فرزند زندانی خود نقل میکند. عدم تفکیک زندانیان منجر به بروز برخی مواد زورگیری و تجاوز از سوی زندانیان قویتر به زندانیان ضعیفتر و کمسن و سالتر شده است. این امر علاوه انتشار بیماریهای مقاربتی میان زندانیان، آنها را از نظر شخصیتی به شدت سرکوب و تحقیر کرده است. با توجه به تشکیل کلونیهای قومی در میان زندانیان، انتقال جبری یک فرد از یک کلونی به کلونی دیگر، از روشهای برای آزار زندانیان است. زیرا فردی که به کلونی دیگر تبعید میشود، عملا در معرض آزار و حتی تجاوز قرار میگیرد و حتی اگر واقعا چنین اتفاقی رخ ندهد، لیکن شایعهپردازان چنین شایعاتی را درباره او منتشر میکنند.
نبود مرخصی از موضوعاتی است که آنقدر در زندان کلینیک تکرار شده که زندانیان عملا حساسیت خود را به این موضوع از دست دادهاند. برخی زندانیان سالهاست که حتی یک روز به مرخصی نرفتهاند و مسئولان زندان علاوه بر تبعیض قومیتی و دینی در دادن مرخصی، از این امتیاز به عنوان وسیلهای برای ترغیب زندانیان برای همکاری به عنوان نفوذی استفاده میشود. زندانیانی که حاضر به همکاری نباشند، عملا از امتیاز مرخصی که حق طبیعی هر زندانی است، محروم میشوند.
در کنار همه این مشکلات، ضرب و شتم افراد زندانی از مهمترین مشکلات موجود است. زندانیان میگویند، هر زندانی که برای بازجویی برده میشود، قطعا با یک یا دو عضو شدیدا آسیب دیده بازخواهد گشت. این موضوع آنقدر تکرار شده، که هرگاه فردی برای بازجویی میرود، دوستان او و همبندان او، برای تیمار و مراقبت از او، که حتما زخمی بازخواهد گشت، آماده میشوند و این موضوع آهسته آهسته تبدیل به یک سنت شده است. آماری از افرادی که بر اثر ضرب و شتم دچار نقص عضو شدهاند وجود ندارد ولی آثار آسیبدیدگی شدید و گاه دائمی در زندانیان وجود دارد. ام حسین میگوید که پسرش، براثر کتکهایی که در بازجویی خورده، یک بار دچار شکستگی بینی و یک بار دچار شکستگی دست شده است.
ام حسین در پایان گفت: “اعتراض ما به شرایط غیرانسانی حاکم بر زندان است. این شرایط تا آنجا غیرقابل تحمل است که پسرم از من خواسته دعا کنم او را اعدام کنند تا از این شرایط راحت شود. این در حالی است که جرم پسر من اصلا مجازات اعدام ندارد. من از همه نهادهای بینالمللی و سازمان حقوق بشر و همه کسانی که به نحوی دغدغه زندانیان در بند را دارند، تقاضا میکنم با مراجعه به این زندان و مشاهده اوضاع از نزدیک، فکر به حال این انسانهای بدبختی که آنجا گرفتارند، بکنند. از یاد نبریم آنها نیز انسان هستند و منطقی نیست برای یک جرم، دو مجازات تحمل زندان و تحمل شرایطی که در زندان بر آنها تحمیل میشود را متحمل شوند.”