روایتی از زندان ندامتگاه مرکزی کرج

karaj

برای دریافت فایل پی دی‌اف گزارش به اینجا رجوع کنید

روایتی از زندان ندامتگاه مرکزی کرج

 

اشاره: ندامتگاه مرکزی کرج که یکی از زندان‌های بزرگ استان البرز محسوب می‌گردد، به علت اعدام‌های گسترده‌ای که در آن انجام می‌شود، مشهور است. اواسط شهریور ماه گذشته، سایت هرانا گزارش داد که پس از درز اخبار مربوط به اعدام‌ها در این مرکز، حملات شدیدی از سوی نیروهای امنیتی مستقر در زندان به محبوسان صورت گرفت. در گزارش هرانا آمده بود: “در پی اعدام ۱۲ زندانی در ندامتگاه مرکزی کرج و درز گزارشهای خبری مربوط به این واقعه در رسانه‌ها، نیروهای امنیتی طی روزهای گذشته به بند ۵ این زندان مراجعه کرده و ضمن ضرب و شتم شدید و تهدید زندانیان، دست کم ۶ تن از آنان را برای بازجویی به انفرادی منتقل کردند. این نیروها از زندانیان می‌خواهند نحوه درز گزارشهای خبری از اعدام‌ها در این زندان را توضیح دهند.”

ندامتگاه مرکزی کرج یکی از اسفناک‌ترین زندان‌های کشور است. اواخر آبان سال ۱۳۹۲، سایت هرانا گزارشی از وضعیت این زندان منتشر کرده و تاکید کرده بود که “زندان ندامتگاه مرکزی کرج با نزدیک ۸ هزار زندانی، حدود ۴۰۰ زندانی زیر حکم اعدام و ۴ زندانی عقیدتی و سیاسی از شرایط نگران کننده‌ای برخوردار است.” در این گزارش آمده بود: “زندان از لحاظ بودجه بهداری با کمبودهای بسیاری روبرو شده و بتازگی هزینه زندانیان بیمار را به گردن خود ایشان می‌گذارد. از طرفی هم وضعیت تغذیه زندانیان و جیره دولتی بسیار خراب شده است. بهداری حتی دارویی برای زندانیان بیمار ندارد و قفسه داروهای بهداری کاملا خالی است. بیماران مبتلا به سل و بیماری‌های خونی همانند هپاتیت و ایدز بسیار زیاد است. زندانیان مبتلا به سل، هپاتیت و ایدز حتی قرنطینه هم نمی‌شوند و زندان برای اینکه این زندانیان از سوی همبندیانشان طرد نشوند اعلام نمی‌کند چه کسانی بیمار هستند و خود بیماران نیز از همبندیانشان این موضوع را پنهان می‌کنند.”

چند ماه بعد در همین سایت، گزارشی دیگر از این زندان منتشر شد که در آن از وخیم شدن وضعیت زندان خبر داده شده بود. در بخشی از گزارش دوم مربوط به این زندان آمده بود: “تعداد مرگ و میر زندانیان بر اثر بیماری در زندان ندامتگاه مرکزی کرج بسیار بالا رفته. این موضوع تاحدی بارز بود که چند روز پیش چند نفر از بازرسی اداره کل به زندان ندامتگاه آمده و پزشکان و ریاست بهداری را مورد بازجویی قرار دادند. سئوال بازرسان در هنگام بازجویی این بود که چرا بیماری‌هایی که در این زندان منجر به مرگ شده بیماری‌های جدی‌ای نیستند، چرا رسیدگی نمی‌کنید و این بیماری‌ها منجر به مرگ زندانیان می‌شود. پزشکان بهداری نیز کمبود امکانات و دارو را به عنوان دلایل بالارفتن آمار مرگ و میر در زندان برشمردند.”

روایتی که در اینجا خواهید خواند، توسط یکی از زندانیان سابق محبوس در این زندان بیان شده که مایل به بیان علنی اسم خود نبود.

روایتی از زندان ندامتگاه مرکزی کرج (مردان):

 

زندان مرکزی کرج موسوم به ندامتگاه، در واقع فاز ۵ زندان قزل حصار است که در سال ۱۳۸۲ و  با هدف نگهداری سارقان بازداشتی و محکومیت یافته استان تهران در یک مرکز، بنا گردید. از اواخر سال ۱۳۸۹ و  ابتدای سال ۱۳۹۰  پس از تشکیل استان البرز، به مرور زندان ندامتگاه از محکومان استان تهران تخلیه شد و رفته رفته اکثریت بازداشت شدگان و متهمان و محکومان نهادهای قضایی استان تازه تاسیس البرز از هر صنف و طبقه‌ای به این زندان انتقال یافتند.

ورود به  ندامتگاه مرکزی کرج

این زندان یکی از کثیف‌ترین، شلوغ‌ترین و پرحادثه‌ترین زندان‌های کشور است. از بدو ورود متهم، با وی به مانند جنایت‌کاری کثیف و پلید که هیچ حقوق انسانی برای او متصور نیست رفتار می‌شود. توهین و تحقیر متهم از سوی مدیران و کارکنان و ماموران انتظامی زندان، امری پذیرفته شده است. معمولا این امر نه از طرف زندانیان با اعتراض جدی مواجه می‌شود و نه در صورت اعتراض، مسئولان زندان به آن توجهی می‌کنند. گویی طرفین بطور نانوشته پذیرفته‌اند که زندانی شایسته چنین رفتاری است. کما اینکه زندانیان نیز نسبت به یکدیگر، رفتار و برخورد بهتری نشان نمی‌دهند.

متهم تازه وارد را ماموران زندان در حضور دیگران، کاملا برهنه کرده و به شکل زننده‌ای بازرسی می‌کنند و در همین حال چند مامور به سراغ وسایل و لباس‌های متهم رفته و هر شی ارزشمندی تصاحب می‌شود. این مرحله تقریبا نیمی از روز را شامل می‌شود که در این مدت متهم گرسنه و تشنه می‌باید سرپا بایستد. سپس متهم را به مدت ۳ روز تا یک هفته به بخش قرنطینه زندان منتقل می‌کنند که از مراحل پر درد و رنج زندان است.

قرنطینه مکانی به غایت کثیف و آلوده است. شپش، ساس، گال و انواع بیماری‌ها، غالبا از همین مکان به سایر بخش‌های زندان سرایت می‌کند. به علت ازدحام جمعیت در قرنطینه، از هر تخت دونفر استفاده می‌کند و کف اتاق‌ها و سالن مملو از زندانی است. قرنطینه فاقد فروشگاه است. لذا زندانی ناگزیر است همان غذایی را که جیره زندان بوده و بسیار بی‌کیفیت و بی‌ارزش است، مصرف کند.

کسانی که برای نخستین بار زندان را تجربه می‌کنند، در هر مرحله‌ای از روند پذیرش، با توجه به نوع برخورد و رفتاری که مشاهده می‌کنند، غالبا دچار شگفتی و شوک خواهند شد. در این مرحله، اگر به متهم مشکوک شوند که احیانا وارد ‌کننده مواد مخدر است، وی را به بخشی بنام “سکو” هدایت می‌کنند. در اینجا هر کدام از زندانیان که به هر دلیل -از قبیل اعزام به مراجع قضایی، اعزام به مراکز درمانی و یا مرخصی- از زندان خارج شده باشد، هنگام بازگشت بدون استثنا یکی دو شب را باید در آن مکان سپری کند. در آنجا توالتی بر بلندی و بر روی سکو بنا شده که در زیر آن سبدی بمنظور صافی و غربال مدفوع قرار داده‌اند. متهمی که مورد سوء ظن واقع شده، مجبور است مقداری روغن گرچک بخورد و در حضور مامور انتظامات که از بین زندانیان انتخاب شده‌اند، محتویات معده خود را تخلیه کند. چنانچه نتیجه‌ای حاصل نشود و کماکان به فرد متهم مشکوک باقی بمانند، از وی در واحد رادیولوژی بهداری زندان عکس تهیه می‌کنند.

پس از انگشت‌نگاری و تهیه پرونده و تقسیم متهمان جدیدالورود، آنها را بر اساس نوع جرم، به سالن مربوطه منتقل می‌کنند. یک مسواک و یک حوله کوچک و یک پتوی بنجل و بی‌مصرف که از ضایعات صنعتی زیان‌آور بافته شده نیز به متهم داده می‌شود.

وضعیت سکونت زندانیان در ندامتگاه

ندامتگاه کرج دارای ۱۴ سالن است که ۴ سالن آن به واحد کارگری و آشپزخانه و رای‌بازها و انفرادی یا سوئیت، اختصاص یافته است. در سالن‌های ۱ تا ۵ متهمین مواد مخدر نگهداری می‌شوند. مدیران زندان ادعا می‌کنند که در این میان سالن ۵ متعلق به زندانیانی است که ترک اعتیاد کرده‌اند.

در سالن ۶ این زندان، متهمین جرایم مالی از قبیل ورشکسته‌ها و کلاه‌بردارها و بدهکاران، به ویژه و از همه بیشتر بدهکاران مهریه و چک بلامحل نگهداری می‌شوند.

سالن ۷ به متهمین جرایمی اختصاص دارد که اصطلاحا “خاص” گفته می‌شود. محکومان اتهاماتی مانند قتل، سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، شرکت در درگیری‌ها و چاقوکشی‌ها و بالاخره محکومان جرایم سیاسی که در جمهوری اسلامی جرایم “امنیتی” خوانده می‌شود، در همین بند نگهداری می‌شوند.

سالن‌های ۸ و ۱۰ نیز متعلق به سارقان است. این صنف از محکومین بگونه‌ای محترمانه خود را “شعبه‌ای” معرفی می‌کنند. یعنی محکومان مربوط به شعبه سرقت ادارات آگاهی!

در این بین سالن ۹ که به سالن جوانان معروف است، وضعیت ویژه‌ای دارد. در این سالن، زندانیان کم سن و سال از هر جرم و اتهامی قرار گرفته‌اند. این سالن شلوغ‌ترین و پرحادثه‌ترین سالن ندامتگاه است. درگیری و زد و خورد و خونریزی، از اتفاقات هرروزه در این سالن است.

لازم به ذکر است که سالن ۱۲ که از تعدادی سلول مجرد تشکیل یافته و شامل یک محوطه کوچک عمومی هم هست از زندانیان “شورایی” تشکیل می‌شود. “زندانیان شورایی” یعنی افرادی که داخل زندان مرتکب درگیری و جرم و عملی خلاف مقررات زندان شده‌اند. همچنین افرادی که اعتصاب غذا نموده‌اند و یا محکومین به اعدام و قصاص هستند در شب قبل از مرگ در همین سالن نگهداری می‌شوند.

زندان ندامتگاه کرج در مجموع حدود ۸۰۰۰ زندانی را در خود جای داده است. آمار هر سالن بطور متوسط بین ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ زندانی است که در اتاق‌هایی به مساحت ۲۰ مترمربع بین ۴۰ تا ۵۰ زندانی جاسازی شده‌اند. به هنگام شب و فرارسیدن زمان خواب، کف سالن‌ها و حسینیه و هر گوشه و کنجی جهت خوابیدن اشغال می‌شود و همواره برای تصاحب محل خواب میان زندانیان زد و خورد و درگیری اتفاق می‌افتد.

به زندانی تازه وارد معمولا تا مدت یکسال تخت تعلق نمی‌گیرد و اصطلاحا “کف‌خواب” است. تختخواب به قیمت‌های گزاف خرید و فروش و یا اجاره داده می‌شود. هم روسای سالن‌ها و هم وکیل بند هر سالن که از میان خود زندانیان و با هماهنگی رئیس سالن انتخاب شده است در خرید و فروش تخت ذی‌نفع هستند.

کف‌خواب‌ها نیز به علت کمبود فضا ناچارند بصورت کتابی و فشرده در کنار یکدیگر بخوابند. ماموران انتظامات با کسانی که بشکل طاق‌باز می‌خوابند برخورد می‌کنند. تا قبل از یکی دوسال پیش که فرم تخت‌ها را تغییر دادند، معمولا ۵ نفر بطور کتابی زیر یک تخت می‌خوابیدند که به آنها اصطلاحا “زاغه خواب” می‌گفتند. با عوض کردن تختخواب‌ها همین امکان هم از تعدادی زندانی گرفته شد بدون اینکه چاره‌ای اندیشیده شود.

کمبود جا برای خوابیدن و قرار گرفتن دونفر بر روی یک تخت، که در اصطلاح به آن “دوترکه” می‌گویند و نیز همین شکل خوابیدن که توصیف شد، یعنی کتابی قرار گرفتن در کنار یکدیگر به هنگام خواب، موجب بروز مسایل و مشکلاتی می‌گردد. از جمله سرایت بیماری، درگیری و دعوا، لواط و مزاحمت‌های جنسی … که در مجموع رنج و عذاب زندانی را شدت می‌بخشد.

حتی اگر موضوع حبس و زندان و محرومیت از زندگی طبیعی و اجتماعی و قطع ارتباط با بستگان و عزیزان و رنج ناشی از آن قابل تحمل باشد، شرایط ناگوار و عذاب‌آوری که تحمیل می‌شود، این درد و رنج را بطور غیرانسانی و به ناحق مضاعف می‌کند و غیرقابل تحمل می‌گردد.

وضعیت درمانی و بهداشتی ندامتگاه

مسائل بهداشتی در زندان، همواره از عمده‌ترین نارسایی‌ها و مشکلات زندان‌های جمهوری اسلامی بوده است. وجود شپش و ساس و گال و سایر حشرات موذی در زندان ندامتگاه به عنوان ساکنان دائمی این زندان، از سوی همگان پذیرفته شده و گهگاه بدون یک روال مشخص و علمی، و تنها جهت ظاهرسازی، سمپاشی بی‌اثری هم صورت می‌گیرد، اما پس از آن هم تغییر محسوسی در جمعیت این حشرات دیده نمی‌شود. بیماری‌هایی چون ایدز و هپاتیت و سل نیز هرچند وقت یکبار تلفاتی دارند.

مردن در زندان برای هیچ یک از طرفین شگفت‌آور نیست، بطوریکه زندانیان برای شوخی در باره فردی که در شرف مرگ است، می‌گویند مزاحمش نشوید! هر روز که به بهداری زندان مراجعه کنید، جنازه یکی دونفر را خواهید دید که درون کاور در گوشه‌ای افتاده است. زندانیانی که در اثر زد و خورد و چاقوکشی مصدوم شده باشند، غالبا تا زمانی‌که تشریفات اعزام به بیمارستان صورت گیرد، فوت می‌کنند. رسیدگی به مسایل درمانی و درد و بیماری زندانیان در بهداری زندان، همواره با بی‌توجهی و اهمال و بصورت سرسری انجام می‌گیرد. گویی پزشکان و پرسنل بهداری همیشه به واقعیت درد و رنج فرد مریض مشکوک‌اند. توهین و تحقیر زندانی در اینجا نیز به مانند سایر بخش‌های زندان امری عادی است. کمبود دارو، از دیگر مشکلات ذاتی بهداری ندامتگاه است.

حمام‌ها و توالت‌ها، محل اصلی سرایت بیماری‌ها، بویژه آلوده شدن به حشره گال است. تعداد حمام‌ها ناکافی و ازدحام جمعیت در حمام، رعایت بهداشت را مشکل می‌سازد. هیچوقت هم آب گرم و صابون و شامپو و پودر لباسشویی و دیگر مواد و وسایل بهداشتی به اندازه کافی در اختیار زندانی قرار نمی‌گیرد.

وضعیت تغذیه زندانیان ندامتگاه

 

وضعیت غذای زندانیان از مشکلات همیشگی و جدی ندامتگاه است. گویا مسئولان و مدیران زندان و برنامه‌ریزان از رده‌های بالا تا پایین این مجموعه، معتقدند که نباید زندانی با غذای کافی و با کیفیت تغذیه شود. بهترین غذایی که به زندانی داده می‌شود به هنگام عزاداری‌های مذهبی محرم و صفر است که خیرین در بیرون زندان آنرا نذر زندانیان می‌کنند . این اتفاق هم فقط یکی دو وعده در سال دیده می‌شود.

مواد اولیه غذای زندانیان، علی‌القاعده از بی‌کیفیت‌ترین و ارزان‌ترین نوع مواد تهیه می‌شود. در پخت و تهیه و آشپزی آن نیز انگار تعمدی در کار است که زندانی همیشه از غذای خوش طعم و لذیذ محروم باشد. از این نظر، زندانیان همواره گرسنه و دچار سوء تغذیه‌اند. آن دسته از زندانیان که توانایی خرید اجناس گران از فروشگاه را داشته باشند، هیچوقت جیره غذای زندان را مصرف نمی‌کنند.

در این میان، کیفیت و مقدار غذای پرسنل زندان، اصلا قابل مقایسه با غذای زندانیان نیست و از بهترین مواد تهیه می‌شود. البته به سربازان وظیفه که در زندان خدمت می‌کنند از همان غذای زندانیان داده می‌شود.

خرید و فروش مواد مخدر در ندامتگاه

در صحبت از زندان‌های جمهوری اسلامی، بحث مواد مخدر از اهمیت ویژه و کانونی برخوردار است. گردش پولی و مالی ناشی از خرید و فروش مواد مخدر در زندان آنچنان رقم زیاد و وسوسه‌انگیزی است که دیگر مسائل زندان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

تمامی کارکنان زندان، به نحوی در موضوع مواد مخدر یا ذینفع هستند و یا به نوعی با آن در  ارتباط قرار دارند. بیشترین سهم و سود از معاملات مواد مخدر، نصیب روسای سالن‌ها می‌شود. قیمت مواد مخدر حدودا ۱۰ برابر نرخ آن در بیرون از زندان است. زمان‌هایی که سخت‌گیری شدت می‌یابد و ورود مواد به داخل زندان با مشکلاتی مواجه می‌شود، این قیمت به مراتب بیشتر می‌شود و تاچند برابر افزایش پیدا می‌کند. بگونه‌ای که یک گرم ماده “شیشه” در زمانی که در شهر تهران ۱۰ هزار تومان قیمت داشت، در زندان ندامتگاه به قیمت ۴۰۰ هزارتومان خرید و فروش می‌شد.

به همین دلیل، هر قشر و صنف و گروهی در تلاش‌اند که به زندان مواد مخدر وارد کنند. از خود زندانیان، خانواده آنان، سربازان وظیفه، ماموران انتظامی و امنیتی، کارمندان اداری تا روسای سالن‌ها و پزشک بهداری و … در این کار شریک‌اند. تقریبا کلیه نقل و انتقال پرسنل زندان و جابجایی پست‌ها و وظیفه‌ها و اخراج کارکنان به شکلی به موضوع قاچاق مواد مخدر مربوط است.

ناگفته نماند که جهت وارد ساختن مواد مخدر به زندان ابتکارات و هوشمندی‌هایی به خرج داده می‌شود که بسیار شگفت‌انگیز است. برای مثال موردی بوده که وقتی متهمی را برای محاکمه به دادگاه برده بودند، همسرش به سراغش آمده و با بوسیدن وی مقداری موادمخدر بسته بندی شده در دهان شوهرش قرار داده است. و یا موادمخدر را بعضا همسر زندانی در واژن خود حمل می‌کند و در زمان ملاقات شرعی، شوهرش آنرا تحویل گرفته و در مقعد خود جا داده و به داخل سالن وارد می‌کند.

ضمنا بسیار طبیعی که در این زمینه جنایت هم روی دهد. کما اینکه مرگ‌های مشکوک و خودکشی‌های ساختگی در زندان، تا حدود زیادی به قاچاق مواد مخدر مربوط است. حتی موردی بوده که برای خارج کردن مواد از معده زندانی، شلنگ آب را درون مقعد وی نمودند، بطوریکه زندانی، در اثر فشار آب و آسیب ناشی از آن فوت کرد.

کسب و کارهای پرسود دیگر در ندامتگاه

یکی دیگر از کسب و کارهای پرسود در زندان، خرید و فروش گوشی تلفن است. گوشی موبایل نیز مانند مواد مخدر تا ده‌ برابر قیمت معمول آن معامله می‌شود. هدف اصلی از یورش‌های گارد زندان به سالن‌ها، بیشتر از همه متوجه یافتن و کشف گوشی‌های موبایل است. چون این امر، علاوه بر مسائل امنیتی و انجام وظیفه محوله، سودی هم نصیب ماموران انتظامی و سربازان وظیفه می‌کند. پس از هر بار کشف گوشی موبایل از یک زندانی، صاحب آن حاضر است برای بازگرداندن‌اش مبلغی به ماموران بپردازد و این هم کاسبی بدی نیست.

حمله گارد زندان به سالن‌ها، که بیشتر به جهت کشف و جمع‌آوری گوشی موبایل، موادمخدر، چاقو یا اصطلاحا “تیزی” و موارد مشکوک دیگر صورت می‌گیرد، همواره با خشونت و ضرب و شتم زندانی و تخریب وسایل زندانیان همراه است. در این مواقع، معمولا گارد زندان، متشکل از حدود ۶۰ تا ۷۰ نفر از سربازان وظیفه، بصورت بی‌خبر و غافلگیرانه به داخل سالن هجوم می‌آورند و به جستجو می‌پردازند. این سربازان که عموما از خانواده‌های فقیر به خدمت نظام خوانده شده‌اند، همگی دارای جثه‌هایی ضعیف و نحیف و دچار سوء تغذیه‌‌اند. سربازان وظیفه علاوه بر تخریب و لگدمال کردن وسایل زندانیان، هر شی کم حجم و ارزشمندی را که پیدا کنند، تصاحب می‌کنند. آنها حتی به خوراک ذخیره زندانیان هم دستبرد می‌زنند و سپس برای بازگرداندن کشفیات خود به صاحب آن،  پول دریافت می‌کنند.

صحنه‌سازی مسئولان در زندان

صحبت از مسایل و مشکلات زندان بی‌انتهاست. اما جهت ختم کلام لازم است به یکی از دروغ‌های معروف زندان هم مختصرا بپردازیم. موضوع کارآموزی زندانیان و آموزش‌های رسمی که بعضا با ارائه مدرک وزارت آموزش و پرورش نیز همراه است، داستانی است سراپا پوچ و بیهوده و بی‌ارزش. کلاس‌های آموزشی در زندان فقط و فقط جهت ظاهرسازی و تبلیغات و مصرف ردیف‌های بودجه راه‌اندازی می‌شود. این کلاس‌ها که درباره آن از سوی سازمان زندان‌ها و قوه‌قضاییه بسیار تبلیغ می‌شود و مدعی‌اند که در زمینه‌های دروس دبیرستانی و دانشگاهی و فنی و هنری و کامپیوتر و صنایع دستی فعالیت می‌کنند کلا فاقد کمترین ارزش علمی است. فارغ‌التحصیلان این دوره‌های آموزشی، غالبا در هیچ کلاسی حضور نداشته‌اند و تنها زمان‌هایی که بازرسان به سرکشی از زندان می‌پردازند، این کلاس‌ها بطور صوری و نمایشی تشکیل می‌شود. در پایان هر دوره هم یک جلسه امتحان نمایشی برگزار می‌شود و پاسخ سولات امتحانی را در اختیار شرکت‌کنندگان قرار می‌دهند و در نهایت همه آنها مدرک تحصیلی رسمی از طرف وزارت آموزش و پرورش و دیگر نهادهای آموزشی دولتی دریافت خواهند کرد!