
فایل پی دیاف این گزارش را در اینجا ببینید
کمپین حق زندانی از روز شانزدهم آذر ماه سال ۱۳۹۵ وبا انتشار نامه آتنا دائمی درباره وضعیت زندگی زندانیان و امور مربوط به بهداشت و تغذیه آنها آغاز بکار کرد. هدف از این کمپین ایجاد حساسیت عمومی به وضعیت زندگی زندانیان در زندانها است. زندانیان ایران علاوه بر محرومیتهای کیفری، بسیاری از حقوق اولیه زندگی را هم که در محکومیتشان وجود ندارد، از دست میدهند. آنها به تغذیه و بهداشت مناسب دسترسی ندارند و حتی گاه جای خواب کافی در اختیارشان قرار نمیگیرد. وضعیت اسفناک زندانهای ایران چنان است که حتی مسئولان جمهوری اسلامی نیز به آن اعتراف کردهاند.
برای خواندن نامه خانم آتنا دائمی و امضا و حمایت از این نامه به این صفحه رجوع کنید:
مقدمه
بند عمومی زنان در زندان اوین طی سالهای گذشته به دلیل رفت و آمد گروه بزرگی از فعالان سیاسی، روزنامهنگاران، فعالان حقوق بشر و همچنین فعالان حقوقزنان، بیش از گذشته شناخته شده است. مقایسه وضعیت نگهداری زنان در بند عمومی زندان اوین با وضعیت مردان در بند ۳۵۰ همین زندان، نشان از تبعیضها و محدودیتهای بیشتر دارد.
مهمترین تفاوت بند مردان با زنان آن است که چون در زندان اوین بند دیگری برای زنان وجود ندارد، زندانیان سیاسی از غیر سیاسی تفکیک نشدهاند. تفاوت دیگر در نحوه ارائه خدمات بهداشتی و درمانی است که چون زیربنای آن مردانه طراحی شده، پاسخگوی زنان زندانی نیست.
از بند زنان زندان اوین پیش از این هم گزارشهایی کوتاه منتشر شده است که از همین تبعیضها حکایت می کند. از جمله باید به گزارش خانم مهرانگیز کار در تیر ماه سال ۱۳۸۹ اشاره کرد که در آن نوشته بود: “خطری که زنان فعال سیاسی و حقوق بشری را تهدید میکند ، سوای دیگر خطرها اعزام آنها به بند عمومی زندان اوین و در شهرستانها بندهائی مشابه آن است . حاکمیت از این خطر به خوبی آگاه است و در پروندههای خاصی که زن زندانی بار یک عقیده و نیت خیر را به دوش میکشد و به اتهام بر زبان راندن یا بر قلم راندن عقیدهای آزادیخواهانه به زندان میافتد ، به او تفهیم میشود که در صورت مقاومت به بند عمومی اعزام میشود . مردان زندانی سیاسی و عقیده را نمیتوان با یک چنین تهدیدی به راه آورد. از نگاه مردان زندانی، از هر دسته و گروه ، بند عمومی در مقایسه با بندهای انفرادی و سلول انفرادی، بهشت برین است . بنابراین جای این پرسش باقی است که چرا تا به این اندازه نگرانیهای زن زندانی نسبت به مرد زندانی ، به خصوص اگر جرائم و اتهامات آنها سیاسی و مطبوعاتی بوده باشد متفاوت است.”
او در بخش دیگری از گزارش خود اضافه کرده بود: “زندان اوین دارای بندهای عمومی متعدد برای مردان است . حال آنکه فقط یک بند عمومی برای زنان وجود دارد که زنان را پس از پایان تحقیقات، به آن بند منتقل میکنند. زنان روزنامهنگار و فعالان حقوق زن و زنان وابسته به جنبش دانشجوئی و جنبش سبز در یک سالی که از بحران انتخابات گذشته است،[تیرماه ۱۳۸۹] پیاپی و پس از تحمل انواع خشونتهای زبانی و جسمی و روحی توسط بازجوها در سلولهای انفرادی، به بند عمومی زندان اوین و در دیگر نقاط کشور به بندهای مشابه اعزام شده و در بند عمومی تازه مجبور به تحمل زنان خشونتورز شدهاند .بنابراین زنان ایرانی در زندانها نیز بار تبعیض را تحمل میکنند.”
مهرانگیز کار در همان گزارش این تبعیضها را یکی از موانع اصلی بازسازی روحی زنان با اتهام سیاسی در زندان دانسته و نوشته بود: “مردان با جرائم سیاسی در این بندها که بند ۳۵۰ مشهورترین آن است ، اعتماد به نفس از دست رفته در سلولهای انفرادی را که به شکسته شدن آنها در مرحله تحقیقات انجامیده است، جبران میکنند و با زندگی فکری و سیاسی خود دیگر بارآشتی کرده و با شور و حال از دست رفته ارتباط برقرار میکنند . این بازیابی غرور و شخصیت ناشی از آن است که مردان همفکر با یکدیگر همصحبت و همنشین میشوند . از انزوا بیرون میآیند و در این بازیابی شخصیت، آلام جسمی و روحیشان در نتیجه مراوده با یکدیگر ترمیم میشود .این فرصت که ترمیم آلام و بازگشت به زندگی سیاسی و بازیابی غرور و شخصیت جانمایه آن است از زنان متهم سیاسی و مطبوعاتی و عقیده دریغ شده است.”
در اسفند ماه سال ۱۳۹۴ نیز سایت هرانا گزارشی از وضعیت زنان در زندان اوین منتشر کرد که در آن به بخش دیگری از این محرومیتها اشاره شده بود. در بخشی از این گزارش آمده بود: ” بند زنان با تعداد زندانیان متغییر، با کمبود تخت و” مشکل کف خوابی” مواجه است که در برخی از ماههای سال (حدود خرداد ماه) تعداد زندانیان بسیار افزایش مییابد. زندانیان این بند به علت نبود گاز شهری با مشکلات خاص مخصوصا در فصل زمستان مواجه هستند. در بند زنان زندان اوین، به ساکنان آن بخصوص مادران امکان تماس تلفنی با دنیای بیرون داده نمیشود که ین مساله برای زندانیان بسیار آزار دهنده است، درصورت درخواست انجام تماس تلفنی، زندانیان مجبور به ارسال مکرر نامه به بخشهای ذیربط در زندان هستند که این روند ممکن است تا دو ماه نیز تا حصول نتیجه به طول انجامد.” در این گزارش تاکید شده بود که “در این بند در همه نقاط به جز سرویسهای بهداشتی دوربین مداربسته قرار دارد.”
آنچه در پی خواهد آمد گزارشی از وضعیت بند نسوان [زنان] زندان اوین است که با جزئیات و دقت بیشتر، و از زبان یکی از زندانیان زن نقل شده است. این گزارش را میتوان شهادتنامهای درباره وضعیت غیرانسانی حاکم در این بند دانست.
وضعیت کلی بند زنان:
بند زنان زندان اوین، در ضلع شمال غرب محوطه زندان و کنار بند ۳۵۰ مردان است. این بند شامل دو طبقه است که طبقه پائین متشکل از دفتر افسرنگهبان و دفتر رییس اندرزگاه، آسایشگاه پرسنل، فروشگاه، انبار، باشگاه بانوان و هواخوری است. در طبقه بالا هم آسایشگاه زندانیان زن قرار دارد.
طبقه دوم دارای سه اتاق است که در هر اتاق حدود ۸ تا ۱۰ تخت دو طبقه وجود دارد. در اتاق یک که بزرگترین اتاق هم هست، سه سرویس بهداشتی ، یک حمام و یک آشپزخانه قرار دارد. یخچالها و تلویزیون عمومی نیز در همین اتاق است. اتاق یک و اتاق ۲، به صورت مشترک از سرویسهای بهداشتی و حمامی که در اتاق یک وجود دارد، استفاده میکنند. اما اتاق سه یک سرویس بهداشتی و یک حمام مجزا دارد.
در هر اتاق دو فرش و تعدادی میز و صندلی پلاستیکی وجود دارد و در تمام راهروهای بین اتاقها هم قفسههای کتابخانه قرار گرفته است. هر سه اتاق از یک سمت دارای پنجرههای بزرگ هستند. سیستم گرمایشی بند زنان، شوفاژ و سیستم سرمایشی آن کولرهای سقفی است.
در طبقه اول و در داخل باشگاه بانوان، تعدادی لوازم ورزشی و میز پینگ پنگ وجود دارد و بخشی از محوطه باشگاه را هم به کارگاه چرم و معرق و گلیم بافی اختصاص دادهاند. در داخل باشگاه یک سرویس بهداشتی و دو حمام وجود دارد که از ساعت ۸ صبح الی ۱۰ شب برای عموم قابل استفاده است.
تمامی وسایل داخل بند از قاشق تا وسایل ورزشی توسط خود زندانیان و خانوادههای آنها و یا توسط خیرین خریداری شده است. تعداد ۹ عدد یخچال در بند هست که طبقات داخل آن بین زندانیان تقسیم میشود و به هر نفر تقریبا یک طبقه تعلق میگیرد تا فقط بتوانند مواد غذایی فاسد شدنی در یخچال نگهداری کنند.
وضعیت تغذیه زندانیان:
کیفیت غذا در بند زنان بسیار نازل بود. به دلیل نامناسب بودن غذای زندان و استفاده از مواد اولیه بیکیفیت، زندانیان بند نسوان تصمیم به اعتصاب گرفتند و از پذیرش غذای زندان خودداری کردند. در نتیجه مسئولان زندان، مقداری مواد اولیه به عنوان جیره در هر ماه و یا هر فصل در اختیار زندانیان قرار میدهند تا خودشان آشپزی کنند. جیره ماهانه برای هر نفر یک عدد مرغ یخ زده و حداکثر ۵ عدد تخم مرغ ، نفری ۱ الی ۲ کیلو سیب زمینی و پیاز، سبزیهای یخ زده، ۱۰ الی ۱۵ عدد کره و پنیرهای کوچک است. جیره فصلی هم مقداری حبوبات، ماکارونی، روغن جامد و برنج هندی است که تحویل هر زندانی میشود.
به دلیل اینکه جیره غذایی اغلب بیکیفیت و برای یک ماه بسیار کم است، زندانیان ناچار به تهیه مواد غذایی با هزینه شخصی هم میشوند. بخشی از مواد غذایی از جمله گوشت و ماهی و میوه و لبنیات و سبزیجات تازه در جیره غذایی وجود ندارد و همچنین معمولا تعدادی از مواد جیرهبندی تاریخ مصرف گذشته هستند. بنابراین زندانیان اکثر موادغذایی مورد نیازشان، حتی برنج، روغن ، گوشت و ماهی را از فروشگاه با هزینههای سنگین تهیه میکنند. آنها ناچارند که هر هفته سفارش میوه و لبنیات و هر ماه سفارش گوشت و مرغ و سبزی تازه را به فروشگاه ارائه کنند.
مشکل دیگر آن است که آشپزخانه تنها مجهز به سه عدد گاز سه شعله است که برای حدود ۳۵ زندانی کافی نیست. اجاقهای آشپزی با کپسول گاز قابل استفاده است.
وضعیت بهداشت و درمان:
نظافت و بهداشت بند به عهده خود زندانیان است هر روز بر اساس نوبت و طبق لیست، یک نفر مسئول نظافت سرویسها و آشپزخانه و اماکن عمومی است. از طرفی هر زندانی موظف به تمیز کردن تخت و محدوده تخت خودش است و هر اتاق هم هفتهای دو بار توسط ساکنین آن اتاق تمیز میشود.
اما بزرگترین مشکل زندانیان مربوط به خدمات درمانی است. به دلیل اینکه تنها زندانیان زن در زندان اوین همین چند نفر ساکن بند نسوان اوین هستند، سیستم خدمات درمانی بهداری زندان کاملا مردانه طراحی شده و متعلق به مردان است. در بهداری اوین مسئول تزریقات و نوار قلب برای بانوان موجود نیست و پزشکان و پرستاران مرد هم به بهانه مسائل و موانع شرعی از انجام تزریقات و آزمایشات زنان خودداری میکنند. تنها ماهی یک بار یا حتی گاه هر دو ماه یکبار، پزشک زنان برای معاینه و معالجه زنان به بهداری میآید و زنان را معاینه میکند.
در بهداری زندان، دارو به میزان کافی موجود نیست. طبق یک قاعده، زندانیان باید هر شب داروها را در داخل قوطیهایی بریزند و تحویل افسرنگهبان بدهند. حتی همین قوطیها هم کثیف است! موقع پس دادن داروها به زندانیان، گاهی داروها جابجا میشد و زندانیان بیمار به علت عوارض ناشی از داروی اشتباه دوباره راهی بهداری میشدند.
تعدادی از داروها هم از طرف خانوادهها تحویل مسئولین زندان داده میشد که در این موارد هم گاه داروها، تعویض میشد و یا ناپدید میگردید.
بر اساس تجربهای که من داشتم، پزشک متخصص داخلی که ماهی یکبار میآمد، به هیچ عنوان بیماران را معاینه نمیکرد و سعی میکرد با گفتن جملههایی مانند اینکه مشکلی وجود ندارد، این که چیزی نیست، یا مساله شما عصبی ست و…، بیمار را بدون معاینه بازگرداند و هرگز نسخهای نمینوشت. او ماهی یکبار میآمد و چند نفر را میدید و میرفت. اعزام به بیمارستان یا درمانگاه خارج از زندان به دستور متخصص داخلی نیاز داشت که حاضر نبود که حتی بیماری زندانی را بپذیرد و در نتیجه اعزامهای خارج زندان به ندرت و به سختی صورت میگرفت. در درمانگاه زندان هم جایی برای بستری کردن بانوان نبود و میگفتند که نمیتوانند زنان را بستری کنند. در نهایت زندانیان و همبندیان بیمار از او مراقب میکردند و بهداری مسئولیتی نمپذیرفت.
از طرفی دیگر، بند زنان اوین نه برانکارد دارد و نه ویلچر و نه هیچ وسیله دیگری برای انتقال بیمار به محل درمان. هر بار که برای زندانی مشکلی پیش میآید، انتقال او به آمبولانس یا محل درمان مشکل بزرگی میشود. در مواردی که اورژانس حاضر است، کارکنان اورژانس به بهانه مسائل شرعی وارد بند نمیشوند و ورود آنها ممنوع است، در نتیجه هم بندیان بیمار باید بیمار را بلند کنند و دو طبقه پایین بیاورند و داخل آمبولانس بگذارند. هرچند که این کار وظیفه پرسنل درمانی و حتی پاسیارهای خانم بند است، اما هرگز چنین کاری انجام نمیدهند.