:بازه زمانی
هفت تا چهارده دی ۱۴۰۴ (۸ روز نخست اعتراضات)
تصویری از سرکوب در دیماه ۱۴۰۴
در فاصله هشت روز نخست اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، اعتراضات اقتصادی و سیاسی در بخش بزرگی از کشور گسترش یافت؛ نه بهصورت انفجاری در یک نقطه، بلکه بهصورت . در این بازه، دستکم ۲۲۲ نقطه در ۷۸ شهر از ۲۶ استان شاهد اشکال مختلف اعتراض، اعتصاب یا تجمع بود
خزنده، پراکنده و همزمان در دهها شهر بزرگ و کوچک.
دانشگاهها، بازارها، خیابانهای محلات حاشیهای و شهرهای کوچک همزمان وارد میدان شدند؛ الگویی که نشان میدهد اعتراض نه محصول بسیج متمرکز، بلکه نتیجهی انباشت نارضایتیهای فرسودهشده است.
زمینهها و ماهیت اعتراضات
این موج تازه اعتراضات در شرایطی سر برآورده که فشارهای معیشتی به نقطه فرسایندهای رسیده و بیثباتی اقتصادی به وضعیتی دائمی بدل شده است. افزایش مکرر نرخ ارز، افت پیوسته توان خرید شهروندان، از کار افتادن یا رکود گستردهی کسبوکارها و از میان رفتن چشمانداز بهبود، باعث شده اعتراضها از چارچوب مطالبات صنفی محدود عبور کرده و به عرصهای درهمتنیده از خواستههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشیده شوند.
در این فضا، اعتراضات نه بر یک شعار یا مطالبه واحد، بلکه بر مجموعهای ناهمگون از خواستهها استوار بوده است؛ از اعتراض به شرایط اقتصادی گرفته تا نقد شیوهی حکمرانی، اعتراض به محدودیتهای آزادیهای فردی و طرح مطالبات مرتبط با عدالت.
برخورد نیروهای امنیتی و الگوی خشونت
در تمام روزهای اعتراضات، گزارشهای متعددی از تشدید فضای امنیتی، استقرار گسترده نیروهای انتظامی–امنیتی، تیراندازی، استفاده از گاز اشکآور، سلاح ساچمهای و بازداشت خشونتآمیز شهروندان منتشر شده است.
در چندین شهر، کشتهشدن شهروندان در پی تیراندازی گزارش شده و در مواردی، افراد مجروح به دلیل ترس از بازداشت از مراجعه به مراکز درمانی خودداری کردهاند.
در برخی شهرها، خیابانها عملاً به فضای نیمهنظامی تبدیل شد؛ در برخی دیگر، سرکوب بیسروصدا و هدفمند، بهویژه علیه نوجوانان، دانشجویان و فعالان مدنی اعمال شد.
بازداشتها
تا پایان روز هشتم اعتراضات دستکم ۹۹۰شهروند بازداشت شدهاند که هویت آنها مشخص است. علاوه بر آن، چند صد نفر دیگر در قالب بازداشتهای جمعی، فلهای یا انتقالهای گروهی بازداشت شدهاند که هویت آنها اعلام یا ثبت نشده است
این تفکیک خود گویای یک واقعیت مهم است:
بازداشت در این دوره، نه فقط ابزار حذف فردی، بلکه سازوکار تولید ابهام و ترس جمعی بوده است.
بازداشتهای بینام: سیاست ناپدیدسازی کوتاهمدت
در موارد متعددی، شهروندان بدون ثبت رسمی هویت، بدون اعلام محل نگهداری و بدون دسترسی به وکیل یا تماس با خانواده بازداشت شدهاند.
این بازداشتها، که اغلب در مقیاسهای دهها تا صدها نفره رخ داده، عملاً خارج از هر روند شفاف قضایی قرار دارد و نقش آن بیش از مجازات، تعلیق روانی جامعه است.
گروههای هدف
بررسی الگوی بازداشتها نشان میدهد تمرکز ویژهای بر این گروهها وجود داشته است:
نوجوانان (در برخی شهرها، اکثریت بازداشتشدگان) -
دانشجویان و معترضان دانشگاهی -
فعالان مدنی و زندانیان سیاسی سابق -
شهروندان ساکن مناطق حاشیهای و شهرهای کوچک -
این انتخاب تصادفی نیست؛ بلکه نشاندهندهی تلاشی سیستماتیک برای قطع زنجیرههای اجتماعی پیش از شکلگیری سازمانیافتگی است.
جغرافیای سرکوب
شدت بازداشتها و خشونت در برخی مناطق بهطور معناداری بالاتر بوده است؛ بهویژه در استانهای غربی و جنوبغربی و شهرهایی که همزمان فشار اقتصادی، حاشیهنشینی و سابقهی اعتراض را در خود جمع کردهاند.
در این مناطق، سرکوب نه واکنشی مقطعی، بلکه رویهای تثبیتشده است.
جمعبندی
آنچه در هشت روز نخست اعتراضات رخ داد، صرفاً یک موج اعتراضی دیگر نبود؛ بلکه نمایش دوباره یک الگوی آشنا بود: اعتراضهای پراکنده، مطالبات متکثر، و پاسخی واحد از سوی حاکمیت.
۹۹۰ بازداشت با هویت مشخص و صدها بازداشت بینام، نه نشانه اقتدار، بلکه نشانهی حکمرانی است که برای حفظ خود، ناچار به تولید دائمی ترس، ابهام و فرسایش اجتماعی شده است.
