میلاد حسن‌زاده؛ روایت تیراندازی مستقیم به نوجوان معترض

*بر اساس مصاحبه با محمدرضا، برادر میلاد حسن‌زاده

میلاد حسن‌زاده، نوجوان ۱۷ ساله ساکن تهران، در جریان اعتراضات دی‌ماه در محله نازی‌آباد تهران، بر اثر شلیک مستقیم نیروهای مستقر در پاسگاه نیروی انتظامی به شدت مجروح شد و دو روز بعد، در ۲۰ دی‌ماه، جان خود را از دست داد.

تیراندازی از بالای پاسگاه با تیر جنگی

در روز ۱۸ دی‌ماه، میلاد به همراه جمعی از دوستانش در محدوده نازی‌آباد و در نزدیکی پاسگاه نیروی انتظامی حضور داشت. جمعیت بسیار زیاد بود و نیروهای انتظامی عملاً کنترل وضعیت را از دست داده بودند. بخشی از جمعیت به سمت پاسگاه حرکت کرد و میلاد و همراهانش در ردیف‌های جلویی قرار داشتند.

مأموران مستقر در پاسگاه ابتدا اعلام کردند که «تسلیم» هستند، اما پس از نزدیک شدن مردم، از بالای پاسگاه تیراندازی با تیر جنگی آغاز شد. در این تیراندازی، افراد ردیف اول جمعیت هدف قرار گرفتند. میلاد از ناحیه پا و شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفت. شلیک از ارتفاع باعث شدت بالای جراحات شد.

انتقال به بیمارستان و اعلام متناقض نوع جراحت

میلاد پس از مجروح‌شدن به بیمارستان هفت‌تیر منتقل و تحت عمل جراحی قرار گرفت. در ابتدا به خانواده گفته شد که جراحات ناشی از اصابت ساچمه بوده است، اما پس از جان‌باختن او، به‌طور رسمی اعلام شد که علت جراحات، اصابت تیر جنگی بوده است. با وجود اقدامات درمانی، میلاد در روز شنبه ۲۰ دی‌ماه جان خود را از دست داد.

نگهداری و جابه‌جایی پیکر بدون اطلاع خانواده

پس از مرگ، پیکر میلاد در پزشکی قانونی نگهداری شد. بامداد چهارشنبه، حدود ساعت ۲ شب، بدون اطلاع یا رضایت خانواده، پیکر او به بهشت زهرا منتقل شد. همان روز، پیکر میلاد به همراه تعدادی دیگر از جان‌باختگان، بدون اطلاع خانواده‌ها، به دانشگاه تهران منتقل شد.

بر اساس اطلاعات رسیده به خانواده، اعلام شده بود که این پیکرها متعلق به نیروهای بسیجی هستند، اما در عمل بخشی از آن‌ها مربوط به معترضان کشته‌شده بود. پس از پایان مراسم حکومتی، پیکرها دوباره به بهشت زهرا بازگردانده شدند.

فشار امنیتی و «معامله بر سر عنوان»

در بهشت زهرا، فضای محل به‌طور کامل تحت کنترل نیروهای اطلاعاتی بود. به خانواده گفته شد در صورتی که میلاد به عنوان «اغتشاشگر» معرفی شود، برای تحویل پیکر باید هزینه پرداخت کنند؛ یا این‌که عنوان «شهید مردمی» را بپذیرند. به خانواده تأکید شده بود که پذیرش عنوان «شهید» به نفع آن‌هاست.
در نهایت، روز پنجشنبه پیکر میلاد حسن‌زاده به خانواده تحویل داده شد و خاک‌سپاری همان روز انجام گرفت.

نوجوانی که از ۱۵ سالگی با «آزادی» درگیر بود

میلاد پیش از این نیز در ۱۵ سالگی، در جریان یک تجمع اعتراضی بازداشت و به مدت یک هفته در بازداشت نگه داشته شده بود؛ بازداشتی که خانواده تا مدتی از سرنوشت او بی‌خبر بودند.
او در تاریخ ۱۲ دی‌ماه، چند روز پیش از کشته‌شدنش، وصیت‌نامه‌ای کوتاه نوشت؛ یادداشتی که در آن به صراحت به احتمال بازداشت یا کشته‌شدن اشاره کرده بود. انگیزه‌ی او، به گفته برادرش، از همان زمان اعتراضات پس از قتل مهسا امینی، «آزادی» بود؛ مفهومی که در وصیت‌نامه‌اش نیز تکرار شده است.

وضعیت خانواده و ادامه فشارها

خانواده میلاد پس از کشته‌شدن او تحت فشار و تماس نهادهای امنیتی، از جمله نیروهای وابسته به سپاه و وزارت اطلاعات قرار داشته‌اند. در همان روزهای ابتدایی، از خانواده پرسیده شده بود که تصاویر و اطلاعات منتشرشده درباره میلاد را «چه کسی پخش کرده است». به گفته برادر میلاد، وضعیت روحی خانواده به‌شدت وخیم است.

دادخواهی، نه انتقام

برادر میلاد تأکید می‌کند که خواست او انتقام نیست، بلکه دادخواهی و محاکمه عاملان است. به گفته او، مجازات باید به شکلی باشد که مسئولان این جنایت مجبور شوند با پیامدهای اعمال خود زندگی کنند و شاهد تحقق آرزوهایی باشند که جان‌باختگان برای آن‌ها کشته شدند.

آنچه نباید فراموش شود

به گفته خانواده، مهم‌ترین خواست آن‌ها این است که شجاعت میلاد فراموش نشود؛ نوجوانی که با وجود تجربه بازداشت در ۱۵ سالگی، نترسید و دوباره به خیابان رفت.
پرسشی که خانواده همچنان با آن زندگی می‌کند این است:
چرا یک کودک ۱۵ ساله باید برای بدیهی‌ترین حقوق زندگی بجنگد؟